manfi22
اطلاعات بیشتر زندگی بهتر
درباره وبلاگ


وبلاکmanfi22 محیطی جذاب ارامش بخش وعکسهای محشر

مدیر وبلاگ : وحید و حمید شیرزاد

              این هواپیما که مالک آن یک عرب سعودی است 70 درصدش طلا هست





نوع مطلب : اخبار روز بامزه، دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ناحیه سیبری را بیشتر بعنوان یک منطقه سردسیر می شناسند در حالیکه طبیعت این منطقه که به "سرزمین خفته" مشهور است شاید از بکرترین مناطق دنیا باشد. سیبری نام سرزمینی بسیار گسترده با مساحت ۱۲.۸۰۰.۰۰۰ کیلومتر مربع در بخش آسیایی روسیه است.
 برترین ها : ناحیه سیبری را بیشتر بعنوان یک منطقه سردسیر می شناسند در حالیکه طبیعت این منطقه که به "سرزمین خفته" مشهور است شاید از بکرترین مناطق دنیا باشد. سیبری نام سرزمینی بسیار گسترده با مساحت ۱۲.۸۰۰.۰۰۰ کیلومتر مربع در بخش آسیایی روسیه است. سیبری تقریباً تمامی ناحیهٔ شمال آسیا را در بر می‌گیرد. این ناحیه از رشته‌کوه اورال به سوی شرق امتداد یافته و تا اقیانوس آرام می‌رسد. از سوی شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به تپه‌های شمال و مرکز قزاقستان و مرزهای مغولستان و چین محدود می‌گردد.





از نظر جغرافیایی، سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه، رود‌های پر آب و دشت‌های یخ زده‌ است. زمستان‌های بسیار سرد سیبری و تابستان‌های تقریباً داغ آن باعث شده تا قرن‌ها جمعیت چندانی در آن زندگی نکند اما با تمام این اوصاف این منطقه حدود ۴۰ میلیون نفر سکنه دارد. سیبری یک سرزمین صاف و هموار است و بخش بزرگی از آن را دشت‌ها تشکیل داده اند؛ مرتفع‌ترین نقطهٔ آن یک آتشفشان فعّال در شبه جزیره کامچاتکا با ارتفاع حدود ۴۶۴۹ متر از سطح دریا است.

سیبری زمستان‌هایی بسیار سرد دارد؛ به طوریکه گاه در زمستان‌ها دمای هوای این منطقه تا ۶۷− درجهٔ سلسیوس نیز می‌رسد و این منطقه به سردترین نقطهٔ مسکونی زمین تبدیل می‌شود. تابستان‌های این منطقه هم نسبتاً داغ هستند. در کل سیبری به عنوان منطقه‌ای سردسیر شناخته می‌شود ولی بطور کلی مناطق خاصّی در شمال و خاور سیبری بسیار سردسیر هستند.





سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه ‌است. جنگل‌های تایگا که بیش تر از درختان سرو و مخروطیان دیگر تشکیل شده‌اند، جنوب سیبری را در بر گرفته‌اند. کشاورزی تنها در بخشی از جنوب سیبری رواج دارد و در جنوب غربی آن دانه‌های خوراکی از جمله گندم در قالب کشتزار‌های بزرگ کشت می‌شوند. گذشته از این معادن بسیاری در سیبری وجود دارند و بخش عمدهٔ زغال سنگ و طلای روسیه از معادن این منطقه استخراج می‌شوند. جلگه‌های غربی سیبری دارای معادن نفت و گاز طبیعی هستند.

از نظر تاریخی، در پایان سده ۱۵، قبایل تاتار بر سرزمین‌های شرق کوه‌های اورال یا همین سیبری تسلّط یافتند. در ۱۵۸۲، مردم روس سپاهی تشکیل دادند و همراه با قزاق‌ها، تاتارها را شکست دادند. از زمان امپراتوری پتر یکم (۱۷۲۵-۱۶۷۲) تا زمان فروپاشی شوروی، زندانیان سیاسی و جنایتکاران محکوم به کار اجباری و آنانی که از سوی دولت برای جامعه خطرناک تشخیص داده می‌شدند را به سیبری اعزام می‌کردند.









































نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



برترین ها: خودت می‌دانی كه با همه فرق می‌كنی. برای تو كه نمی‌بینی، دویدن مثل بچه‌های دیگر و بدون هیچ ترسی، یك آرزو می‌شود. برای تو كه نمی‌شنوی، ورود به دنیای موسیقی، یك فكر محال به نظر می‌رسد و برای تو كه راه نمی‌روی، نگاه دیگران وقتی كه روی چرخ‌های یك ویلچر نشسته‌ای، آزاردهنده‌ترین نوع توجه به نظر می‌رسد. خب... حالا 2 راه وجود دارد اولی، اگر خودت را در اتاقت حبس كنی كه هیچ كدام از این اتفاقات آزاردهنده نمی‌افتد اما راه دیگری هم هست؛ اگر خودت را باور كنی، می‌توانی با وجود كاستی‌های كوچك جسمی،‌ دنیا را تكان بدهی مثل نابینایی كه نقاش شد و در تاریخ ماند یا موسیقی‌دانان ماندگاری كه بی‌نیاز از بینایی و تنها با كمك حس‌شان در تاریخ هنر ماندگار شدند. اگر این ادعاها را باور نمی‌كنی، بهتر است ادامه متن را بخوانی و با تاثیرگذارترین نابیناها جهان آشنا شوی.





اولین زن نابینا و ناشنوایی كه به كالج راه یافت

هلن كلر (۲۷ ژوئن ۱۸۸۰- یكم ژوئن ۱۹۶۸)

بیماری مننژیت زندگی هلن كلر را تغییر داد. زمانی كه او یك سال و نیم داشت، این بیماری بینایی و شنوایی هلن را از او گرفت و باعث شد كه او برای سال‌های طولانی، قدرت برقراری هیچ ارتباطی با دنیای خارج را نداشته باشد. محدودیت‌های جسمی باعث می‌شد دیگران توانایی ارتباط برقرار كردن با او را نداشته باشند و البته خودش هم با مقاومت شدید در برابر كسانی كه برای آموزش به خانه‌شان می‌آمدند، آن‌ها را فراری می‌داد و در برابر كسی كه می‌خواست او را ادب كند، خودش را به زمین می‌انداخت و از حنجره‌اش صداهای گوشخراشی درمی‌آورد كه غیرقابل تحمل بود؛ بزرگ‌ترین حربه‌اش هم این بود كه سر خود را به شدت به زمین می‌‌كوبید و وقتی كار به اینجا می‌‌رسید كه او را به حال خود رها می‌‌كردند تا هر كاری كه دلش می‌‌خواهد بكند. شاید چنین اتفاقی می‌توانست برای یك كودك معمولی پایان زندگی باشد اما هلن كلر تسلیم سرنوشتش نشد.

پدر و مادرش كه روزهای سختی را در كنار این كودك سركش می‌گذراندند، با «الكساندر گراهام بل» - كه آموزگار ناشنوایان بود- تماس گرفتند اما گراهام بل با دیدن هلن، او را ستایش كرد و به نبوغش پی برد. به پیشنهاد او، هلن را با آموزگار جوانی به نام «آنا سولیوان» آشنا كردند كه او هم بینایی نسبتا كمی داشت. سولیوان اولین كسی بود كه توانست یك راه ارتباطی میان هلن و دنیای بیرون برقرار كند. هلن سركش با تلاش معلم جدیدش رام شد. او نشانه‌هایی را كف دست هلن فشار می‌داد و هلن هم در كمال تعجب دیگران، نشانه‌ها را درك می‌كرد و سرانجام هم به كمك همین معلم، به یكی از مشهورترین زنان جهان تبدیل شد.

هلن كلر به كالج «رانكلیف» رفت و با كمك سولیوان كه سخنرانی‌ها را روی كف دستش نشان می‌‌داد، توانست مدرك خود را بگیرد. به گزارش برترین ها هلن در خانواده ثروتمندی به دنیا آمد و توانایی كمك گرفتن از بهترین معلم و استعداد ذاتی خودش باعث شد كه او نخستین نابینا و ناشنوایی باشد كه به عنوان دانشجوی برجسته از كالج فارغ‌التحصیل شده است.

در سال 1952 میلادی، مدال طلای موسسه ملی علوم اجتماعی به او داده شد. در سال 1953 میلادی هم مراسم بزرگداشتی در دانشگاه «سوربون» فرانسه برای او برپا شد و در سال 1964 میلادی بالاترین نشانه گرامیداشت كشوری ایالت متحده یعنی مدال آزادی ریاست جمهوری، از طرف رئیس جمهور وقت، «جانسون» به هلن كلر داده شد.

هلن كلر كه كتاب‌ها و مقالات بسیاری در مورد افرادی كه مانند او محدودیت‌های جسمی داشتند نوشته است، بنیادها و انجمن‌هایی را هم از خود به یادگار گذاشته كه هدف آن‌ها پایان بخشیدن به مشكل نابینایی است. به یاد او كه یكی از توانمندترین معلولان جهان بوده، جایزه‌ هلن به كسانی داده می‌‌شود كه زندگی‌شان را وقف پژوهش در موضوع نابینایی می‌كنند.





نقاشی كه بهترین اثرش را در نابینایی كشید

كلود مونه (۱۴ نوامبر ۱۸۴۰- 5 دسامبر ۱۹۲۶)

بیشتر از 60 سال بدون هیچ نقصی نقاشی كرد و توانست به عنوان بنیانگذار نقاشی امپرسیونیست فرانسوی شناخته شود اما از سال ۱۹۰۷ آرام‌آرام بینایی‌اش را از دست داد. به گزارش برترین ها حتی در شرایطی كه وضعیت بینایی‌اش هرروز بد‌تر می‌شد، هیچ وقت از نقاشی كردن دست نكشید. برای او كه چند دهه با چشمانی باز نقاشی كرده بود، نابینایی دلیل ترك حرفه‌‌اش نشد و در پایان زندگی‌اش و در حالی كه كاملا نابینا شده بود، یكی از مشهور‌ترین آثار خود با عنوان «نیلوفرهای آبی» را نقاشی كرد.گرچه پدرش دوست داشت كه او مانند دیگر اعضای خانواده‌شان مغازه‌ای داشته باشد، اما او به دبیرستان هنر لوهاور رفت. در سال‌های ابتدای كارش، با زغال تصاویری می‌كشید و آن‌ها را به قیمت 10 یا 20 فرانك می‌فروخت. اولین معلم او در زمینه نقاشی ژاك فرانسوا اوشار از شاگردان نقاش معروف ژاك لویی داوید بود.

كلود مونه از همان آغاز كارش به شهرت نرسید و موفقیت چشم‌گیری پیدا نكرد. او از آن دسته هنرمندانی نبود كه در همان كودكی بدرخشد و تفاوت قابل توجهی با كودكان دیگر داشته باشد. انگار او به یك جرقه نیاز داشت تا فعالیت‌های هنری‌اش دگرگون شود و نامش در تاریخ هنر ماندگار شود. این جرقه بالاخره به زندگی او هم رسید. در سال‌های 7-1856 تحولی در فعالیت‌های او آغاز شد. در این سال نقاشی به نام «اوژن بودن» الهام بخش او شد و نقاشی رنگ و روغن را به مونه آموخت. بودن تكنیك‌های نقاشی در فضای باز را هم به مونه آموخت و كمك كرد تا این نقاش معمولی یكی از تاثیر‌گذار‌ترین نقاشان جهان شود و نامش در كنار هنرمندان بزرگ ماندگار شود.





برنده نابینای جایزه 40میلیون كپی

آندری بوچلی (تولد: ۲۲ سپتامبر ۱۹۵۸)

او هم یك نابینای مادرزاد نبود اما حادثه‌ای كه در یك بازی فوتبال برایش پیش آمد باعث شد در ۱۲ سالگی نابینا شود. با وجود تسلط به پیانو، فلوت و ساكسیفون در مدرسه نابینایان ادامه تحصیل داد و نه تنها در موسیقی، بلكه در تحصیلاتش هم موفق شد.به گزارش برترین ها او كه مدرك دكترای حقوق را هم از آن خود كرده بود، در 40 سالگی توانست 2 جایزه بهترین خواننده ایتالیایی و بهترین راوی موسیقی كلاسیك از جشنواره موسیقی جهان در مونت‌كارلو را به دست آورد. بعد از ششمین آلبومش، تور‌هایی برگزار كرد و همینطور در كنسرت‌های خیریه شركت كرد. او نخستین خواننده كلاسیكی است كه رتبه اول تا سوم فهرست بهترین‌های كلاسیك را از آن خود كرده و در سال‌های فعالیتش همیشه در اوج مانده ‌است. این خواننده محبوب و متفاوت، ترانه‌های بسیاری را در كنار خوانندگان بزرگ جهان اجرا كرده است؛ خوانندگانی كه گرچه از بزرگان موسیقی جهان بوده‌اند اما بودن در كنار آندری بوچلی برایشان یك افتخار هنری محسوب می‌شده است.

بوچلی در سال‌های فعالیتش به دعوت ملكه الیزابت، برای اجرای برنامه در جشن هنر سالانه سلطنتی شركت كرد و همچنین یك جایزه ویژه برای فروش جهانی بیش از 40میلیون كپی به او تعلق گرفته ‌است.





چشم نداشت، ولی از گوش‌ها و انگشت‌هایش بهترین استفاده را كرد

استیو واندر (تولد: ۱۳ می‌۱۹۵۰ میلادی)

«استیولند هاردِوی جودكینز» معروف به  «استیوی واندر» چند هفته زودتر از آن‌چه انتظار می‌رفت، به دنیا آمد. به گزارش برترین ها این تولد زود هنگام باعث شد كه او روزهای اول زندگی‌اش را زیر دستگاه مراقبت بگذراند و به دلیل تنفس اكسیژن زیاد در آن روز‌ها، بینایی‌اش را برای همیشه از دست داد. به این ترتیب او بدون آن‌كه با یك نقص مادرزادی متولد شود، به دنیای معلولان راه پیدا كرد.

انگار استیوی واندر تنها برای متولد شدن عجله نداشت چراكه او مهارت‌های دیگری را هم خیلی زودتر از كودكان دیگر به دست آورد. او زودتر از آنچه كه از یك كودك انتظار می‌رفت، به موسیقی گرایش پیدا كرد و به «كودك‌خارق‌العاده» مشهور شد. استیوی اولین آلبومش را در 12سالگی منتشر كرد و در 21سالگی توانست كمپانی تهیه و تولید موسیقی خودش را راه‌اندازی كند.

او كه یكی از محبوب‌ترین خوانندگان سیاه پوست است، تنها مدیون صدای گرم و خارق‌العاده‌اش نیست بلكه اجرای نوعی از موسیقی عامه‌پسند هم باعث شده كه استیو یك خانه جهانی و همیشه محبوب باشد.

استیوی واندر یكی از پرافتخارترین موسیقی‌دانان پاپ در نیمه دوم قرن بیستم است و تا به امروز 22 جایزه گرمی، یك جایزه یك عمر دست‌آورد گرمی و یك اسكار بهترین ترانه را دریافت كرده است و البته بیشتر از 30 ترانه‌ راه یافته به جمع 10 ترانه برتر روز را داشته است. او تا به‌حال 10آهنگ به‌عنوان شماره یك پرفروش‌ترین‌های موسیقی «پاپ» و 20 آهنگ به عنوان شماره یك پرفروش‌ترین‌های «آر‌اند‌بی» داشته است.

واندر تنها در دنیای صحنه مشهور نیست، بلكه محبوبیتش در میان سیاهان و دیگر ملت‌ها باعث شد او در سوم می‌‌سال 2009 ‌در «روز بین‌المللی افراد معلول» به عنوان «پیك صلح سازمان ملل» منتصب شود. او همچنین برای تشویق تغییرات و ابداعات برای كمك به معلولان «جوایز بینایی واندر»  را تاسیس كرده است. به این ترتیب او نه تنها یك هنرمند محبوب و جهانی شد، بلكه با فعالیت‌های انسان‌دوستانه‌ای از این دست به عنوان یك چهره اجتماعی هم شناخته شد.

استیوی كسی نبود كه به خاطر نقص جسمی‌اش خانه‌نشین شود. او نابینا شدنش را هم‌ هدیه‌‌ای از جانب خدا دانسته و معتقد است این اتفاق باعث شده تا او حس‌های دیگرش، از جمله حس شنوایی‌اش را تقویت كند. او كه همیشه یكی از منتقدان تبعیض‌نژادی بوده، جایزه‌ اسكارش را هم به «نلسون ماندلا» تقدیم كرده است.





خالق خط و كتاب‌های نابینایان

لوئیس بریل (4 ژانویه ۱۸۰۹- 6ژانویه ۱۸۵۲)

لویس بریل، كودك سالمی بود كه در 3سالگی در اثر حادثه‌ای سلامتش را از دست داد. حتی بعد از درمان و معالجه، او نتوانست بینایی چشم چپش را به دست بیاورد. مدتی بعد پیش‌بینی پزشكان هم درست از آب درآمد و او به دلیل نفوذ عفونت به چشم راستش در ۴ سالگی بینایی‌اش را كاملا از دست داد.

با وجود این‌كه بریل از خانواده مرفهی نبود و به خاطر حادثه دوران كودكی‌اش نابینا هم شده بود ‌اما به مدرسه رفت. به گزارش برترین ها تنها راه ارتباطی او با معلمش شنیدن صدا بود چراكه او قادر به خواندن و نوشتن نبود و در زمانی كه مشغول تحصیل بود،‌ هیچ امكانات خاصی برای كودكان نابینا وجود نداشت. با این وجود او سرودها و اشعار را به خوبی حفظ می‌كرد اما این‌كه نمی‌توانست پابه‌پای سایر همكلاسی‌هایش درس بخواند، مشكلی بود كه او هم مانند هر كودك دیگری به سختی با آن كنار می‌آمد.

پدر لوئیس در نامه‌ای خطاب به یكی از موسسات خیریه، اوضاع و احوال خود و پسرش را برای آنان نوشت و علاقه فرزندش به تحصیل را برایشان شرح داد. بعد از یك ماه، نامه‌ای از موسسه خیریه برای لوئیس آمد كه زندگی او را دگرگون كرد. این موسسه نوشته بود كه می‌خواهد هزینه تحصیل او در مدرسه شبانه‌روزی نابینایان در پاریس را تامین كند. برای لوئیس و با شرایط خانوادگی‌ای كه او داشت، تحصیل در چنین مدرسه‌ای یك افتخار و امتیاز بزرگ محسوب می‌شد و او هم توانست، قدر فرصتی كه در اختیارش قرار گرفته بود را به خوبی بداند.

در سال 1822 زمانی كه لوئیس 13 ساله بود با سربازی به نام كارل باربیر در مدرسه آَشنا شد. او شیوه نوشتن در شب را اختراع كرده بود كه با كمك ضربه‌هایی كه هر كدام مفهوم ویژه‌ای داشتند می‌توانست از طریقش در شب‌ها ارتباط برقرار كند. این اتفاق به انگیزه بریل برای اختراع خطش تبدیل شد. لوئیس بریل موفق به اختراع زبان و خطی شد كه نابینایان ‌می‌توانستند با یادگرفتنش، با انگشتان دست‌های‌شان مطالب كتاب‌ها و مقاله‌ها را به راحتی بخوانند و توسط قلمی مخصوص كه كاغذ را سوراخ می‌كند، آنچه را كه می‌خواهند بنویسند. اختراع بریل نقطه عطفی در دنیای نابینایان بود،‌ زیرا با كمك‌های او نابینایان هم توانستند به دنیای مكتوب وارد شوند و زندگی ‌تازه‌ای را تجربه كنند.

بریل در 18 سالگی نخستین كتابش را چاپ كرد. او شروع به نوشتن كتاب‌هایی به زبان كودكانه، به خط خود كرد و به این ترتیب خط بریل را میان كودكان نابینا رواج داد. بعدها او توانست با سعی و كوشش فراوان معلم آموزشگاه نابینایان شود و به تدریس و آموزش خط خود بپردازد.

او تنها به اختراع خط اكتفا نكرد بلكه به خط بریل خود، علائم مربوط به ریاضیات و نت‌های موسیقی را هم اضافه كرد. هر چند الفبای بریل در زمان حیات لویی بریل به رسمیت شناخته نشد اما او توانست در سال‌ها و ده‌های بعد از مرگش، به عنوان یكی از تاثیر گذارترین نابینایان جهان شناخته شود.




نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عکس ارسالی از 'کاربری از تهران'

این عکس باور نکردنی از تهران خودمون





نوع مطلب : اخبار روز بامزه، دانستنیهای جالب، 
برچسب ها : عکس از تهران، شیرزاد، عکس، عکس از پرندگان، عکس از کامیون، عکس حوادث زیبا، مجله، شرکت حمل ونقل مشهد،
لینک های مرتبط :

به گزارش  یاهو: هندوها و بوداهای نپالی این دختر بچه را میپرستند ، نام این دختر اکنون کوماری است که به معنای دوشیزه میباشد و خدایی است که باعث خوشبختی است و شیطان را از آدمی دور میکند.

 آپلود سنتر

 وی تنها 13 روز در سال در معرض دید عموم است و بقیه سال را در معبد به سر میبرد و کسی اجازه دیدن وی را ندارد.

 آپلود سنتر

او از سن سه سالگی و از سال 2010 به این مقام رسیده است. نام واقعی وی "مانیکا شایکا "ست . او بعد از گذراندن 32 تست و به تکامل رسیدن از این طریق به این مقام رسیده است.

 آپلود سنتر

دادگاهی در نپال خواستار برگرداندن حقوقی انسانی این دختر که از زندگی عادی مثل بچه ها محروم است شده است.

 آپلود سنتر

 آپلود سنتر





نوع مطلب : مطالب و رویدادهای جالب دنیا، اخبار روز بامزه، دانستنیهای جالب، 
برچسب ها : دختری که در سال 13 روز می توان دید،
لینک های مرتبط :
داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس

داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس

میلیاردر بودن آرزوی هر انسانی است؛ آرزویی که برخی تا دم مرگ با رویایش زندگی بس شیرینی سپری می کنند و برای برخی دیگر به واقعیت می رسد.

به گزارش تکناز ، بسیاری از میلیونرها هستند که روزگاری روی کف خیابان ها شب را به صبح می رساندند، اما حالا جایگاهی دارند که داشتنش آرزوی خیلی هاست.

در این گزارش شما را با افرادی آشنا می کنیم که از بی خانمانی و آوارگی به قله فهرست ثروتمندترین های جهان رسیدند.

1. اورسولا برنز

داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس - www.taknaz.ir

برنز 53 ساله که حالا صاحب شرکت زیراکس (Xerox) است، در یکی از خانه های نیمه کاره یک مجتمع مسکونی در حال ساخت کودکی خود را گذارند. مادرش برای اینکه بتواند او را به مدرسه بفرستد، در یک مهدکودک کار اتوی لباس های بچه ها انجام می داد.

او که فوق لیسانس خود را در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه کلمبیا گرفته، در ابتدا به عنوان کارآموز تابستانی وارد شرکت زیراکس شد و حالا مدیرعاملی این شرکت بزرگ را بر عهده دارد.

2. لی کا شینگ

 

داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس - www.taknaz.ir

ثروتمندترین مرد حال حاضر شرق آسیا وقتی در 15 سالگی پدرش را بر اثر بیماری سل از دست داد، درس و مدرسه را رها کرد تا برای تامین هزینه های خانواده در یک کارخانه پلاستیک سازی کار کند.

وی که در حال حاضر 83 سال سن دارد، در سال 1950 توانست کارخانه پلاستیک سازی خود را تاسیس کند و بعدها این شرکت در بخش املاک و مستغلات به فعالیت پرداخت.

او در حال حاضر صاحب چندین شرکت در حوزه های بانکداری، تلفن همراه، تلویزیون های ماهواره ای، سیمان، خرده فروشی، هتلداری، حمل و نقل داخلی، فرودگاه، برق، تولید فولاد، بنادر و کشتی رانی است.

3. اینگوار کمپرد

داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس - www.taknaz.ir

درست است که کمپرد دوران کودکی اش را در مزرعه و با کشاورزی گذراند، اما همیشه به کارهای تجاری فکر می کرد و همین علاقه هم سبب می شد تا انواع کالا ها را از بلیط مسابقات ورزشی گرفته تا ماهی، وسایل تزئینی کریسمس و  مداد از شهر بخرد و به همسایه ها بفروشد.

اما او به این خرده فروشی ها قانع نبود و با پولی که به عنوان پاداش از پدرش گرفت یک کسب و کار اینترنتی راه انداخت که کم به کم به IKEA تبدیل شد.

IKEA یکی از بزرگترین شرکت های تولیدی است که کار طراحی محصولات آماده مونتاژ مصنوعات چوبی و مبلمان را انجام می دهد.

4. رومن آبراموویچ

داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس - www.taknaz.ir

مالک فعلی باشگاه فوتبال چلسی انگلستان پدر و مادر خود را در چهار سالگی از دست داد و نزد عمو و مادربزرگش بزرگ شد.

نخستین هدیه گرانقیمتی که او گرفت، هدیه عروسی، انهم از طرف خانواده همسرش بود. وی پس از دریافت این کادو درس و کالج را رها کرد و به دنبال راه اندازی کسب و کار رفت.

اردک های پلاستیکی اولین کالاهایی بودند که آبراموویچ با فروش آنها پول درمی آورد. مدیریت غول نفتی Sibneft و سرمایه گذاری در صنعت آلومینیوم سازیر روسیه از دیگر فعالیت های این میلیاردر روسی است.

او در حال حاضر صاحب بزرگترین قایق بادبانی خصوصی در جهان است.

5. اوپرا وینفری

داستان زندگی افراد مشهوری که از فقر به ثروت رسیدن !!! + عکس - www.taknaz.ir

این چهره مشهور تلویزیونی در آمریکا و جهان، که کار تهیه کنندگی، اجرا و بازیگری انجام می دهد، کودکی بسیار سختی را نزد مادربزرگش گذرانده است.

وی که بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ آمریکا لقب گرفته در کودکی مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفت و در سال 1967 در حالی که نوجوانی بیش نبود از خانه گریخت، اما در 17 سالگی به رادیو راه یافت و پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد تا به اینجا رسید.

 





نوع مطلب : اخبار روز بامزه، دانستنیهای جالب، 
برچسب ها : ثروت، عشق، جدید، شیرزاد، عکس، عکس از پرندگان، عکس از کامیون، عکس حوادث زیبا، مجله،
لینک های مرتبط :
۱۰ انسان عجیب پرورش یافته توسط حیوانات !+ عکس

۱۰ انسان عجیب پرورش یافته توسط حیوانات !+ عکس

کودک وحشی، به کودکی اطلاق می‌شود که از سنین بسیار پایین، دور از اجتماع انسانی زیسته است و از مراقبت و عواطف انسانی، رفتارهای اجتماعی و از همه مهم‌تر زبان بشری، چیزی نمی‌داند (یا تجربه‌ی بسیار کمی از آن‌ها دارد). بعضی از این کودکان وحشی توسط دیگران (معمولاً والدین خودشان) زندانی بوده‌اند؛ گاه، والدینی که نمی‌توانند از پس اختلالات جسمی و ذهنی کودکانشان بربیایند، آنان را به حال خود رها می‌کنند.

به گزارش تکناز  به نقل از جهان عجیب ، کودکان وحشی پیش از آن که به حال خود رها شوند یا از خانه فرار کنند، ممکن است مورد سوء استفاده‌ی شدیدی قرار گرفته باشند یا آسیب‌های روانی جدی بر آن‌ها وارد آمده باشد. طبق گزارش‌ها، برخی از این کودکان، توسط حیوانات، بزرگ می‌شوند و برخی دیگر، به تنهایی در طبیعت وحشی، روزگار می‌گذرانند. بیش از صد مورد کودک وحشی گزارش شده است. ما ۱۰ تا از آن‌ها را که در زمان خود معروف شده‌اند، در اینجا می‌آوریم.


۱۰) دینا سانیچار، پسر گرگی هند

تاریخ پیدا شدن : ۱۸۶۷
سن هنگام پیدا شدن : ۶
محل : سکندرا
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۶ سال
حیوانات : گرگ‌ها

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


گفته می‌شد «دینا سانیچار»، یکی از پسرهایی که در پرورشگاه سکندرا زندگی می‌کرد، دچار معلولیت‌های ذهنی است. او را در سال ۱۸۶۷، هنگامی که شش سال سن داشت، از غار گرگ‌ها بیرون آوردند. چند شکارچی در جنگل‌های «بلندشهر» از دیدن پسری که روی چهار دست و پا دویده و به دنبال یک گرگ، وارد لانه‌ی گرگ‌ها شد، در شگفت ماندند. این چنین بود که دینا سانیچار پیدا شد. آن‌ها با استفاده از دود، گرگ و همراهش را بیرون آوردند و گرگ را با شلیک گلوله کشتند.

دینا، در ابتدا، عادات یک حیوان وحشی را از خود بروز می‌داد؛ او جامه‌هایش را می‌درید و از زمین غذا می‌خورد. دینا سرانجام غذای پخته را با غذای خام جایگزین ساخت اما هرگز صحبت کردن نیاموخت. ظاهراً دینا به تنباکو هم معتاد شد. وی در سال ۱۸۹۵ مُرد.



۹) کامالا و آمالا، دختران گرگی میدناپور

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۲۰
سن هنگام پیدا شدن : ۸ (کامالا)، 1.5 (آمالا)
محل : میدناپور، هند
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۸ سال ، ۱ سال
حیوانات : گرگ‌ها
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


شاید یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین ماجراهای مربوط به کودکان وحشی، ماجرای «کامالا» و «آمالا» باشد. کامالا و آمالا، دو تن از جالب‌ترین افراد، در میان کودکان وحشی هستند. این دختران گرگی، کنار هم، در لانه‌ی گرگ‌ها پیدا شدند. در آن زمان، آمالا ۱۸ ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. با این حال، گفته می‌شد این دو خواهر نیستند، بلکه در سال‌های متفاوتی، به حال خود رها شده‌اند یا این که گرگ‌ها آن‌ها را برداشته‌اند.

در همان سال، کشیش «جوزف سینگ» ، یک مبلغ مذهبی که اداره‌ی پرورشگاهی در شمال هند را بر عهده داشت، شایعاتی شنید درباره‌ی دو موجود شبح‌مانند، که در جنگل بنگال، در نزدیکی «میدناپور»، دسته‌ای از گرگ‌ها را همراهی می‌کنند. روستاییان محلی از این ارواح می‌ترسیدند، اما بر اساس عرف منطقه، حق نداشتند به گرگ‌ها آسیبی برسانند. سینگ، که کنجکاو شده بود، بر بالای یک درخت، مخفیگاهی ساخت مشرف به لانه‌ی دسته‌ی گرگ‌ها. لانه، در واقع، یک پشته‌ی قدیمی ده پایی موریانه‌ها بود که با گذشت زمان، گود و میان‌تهی گشته بود. با بالا آمدن ماه، سینگ، گرگ‌ها را دید که یکی یکی بیرون می‌آیند. سپس، دو موجود خمیده و ترسناک ظاهر شدند. این دو موجود سرهای خویش را کمی بیرون آوردند، هوای شبانه را بو کشیدند و آن‌گاه به بیرون جهیدند. این «اشباح» بر اساس توصیفات سینگ در دفتر خاطراتش، موجوداتی بودند : «…بسیار مخوف و ترسناک…دست، پا و بدنی همچون انسان داشتند، اما سرهایشان، جسم گردی بود از چیزی که شانه‌ها و قسمت فوقانی بالاتنه‌شان را می‌پوشاند…چشم‌هایشان، درخشان و نافذ بود و شباهتی به چشم انسان‌ها نداشت…هر دوی آن‌ها روی چهار دست و پا می‌دویدند».

ظاهرا،ً در این دخترها، اثری از رفتار و افکار انسانی نبود. گویی آن‌ها ذهن یک گرگ را داشتند. هر لباسی که به تنشان پوشانده می‌شد را پاره می‌کردند، فقط گوشت خام می‌خوردند، هنگام خواب به صورت دایره‌ای و خمیده به هم می‌چسبیدند، در خواب تکان‌های ناگهانی می‌خوردند و خرناس می‌کشیدند، تنها بعد از طلوع آفتاب بیدار می‌شدند، زوزه می‌کشیدند و می‌خواستند دوباره آزاد شوند. کامالا و آمالا آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندول‌ها و مفاصلشان کوتاه شده بود، به همین دلیل قادر نبودند پاهایشان را راست نگه دارند یا حتی برای راه رفتن روی دو پا، کوششی نشان دهند. آن‌ها هرگز لبخند نزدند و علاقه‌ای به ارتباط با انسان‌ها نشان ندادند. تنها احساسی که در چهره‌شان دیده می‌شد، ترس بود. حتی حواس این دو نیز همچون حواس گرگ‌ها شده بود. به گفته‌ی سینگ، شب‌ هنگام، چشمان آنان بینایی خارق‌العاده‌ای داشت و مثل چشم گربه‌ها می‌درخشید. قدرت شنوایی آن‌ها نیز بسیار قوی بود، اما به نظر می‌رسید صدای انسان‌ها برای گوش‌هایشان غریب و غیر قابل شنیدن است.

سینگ، به عنوان مردی فقیر اما تحصیل‌کرده، تمام تلاش خود را کرد تا وظیفه‌ی خود مبنی بر بهبود حال کامالا و آمالا را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. وی که به نظریه‌ی رشد گیاه‌وار کودکان اعتقاد داشت، این طور نتیجه گرفت که عادات گرگی کامالا و آمالا، به نحوی مانع از بروز آزادانه‌ی خصایل انسانی آن‌ها می‌شود. سینگ احساس می‌کرد وظیفه دارد ( حداقل به دلایل مذهبی ) که این این دو دختر را از روش زندگی گرگ‌وارشان جدا کند و زمینه‌ی ظهور انسانیت دفن‌شده‌ی آنان را فراهم آورد. متأسفانه، پیش از آن که کار پژوهشی وی پیشرفت کند، دختر کوچکتر، آمالا، بیمار شد و جان داد. این واقعه، برای کامالا که تازه ترسش از انسان‌های دیگر و محیط پرورشگاه ریخته بود، ضربه‌ی مهلکی محسوب می‌شد. کامالا مدت زیادی عزا گرفت و سینگ، می‌ترسید او هم جانش را از دست بدهد. اما سرانجام کامالا بهبود یافت و سینگ برنامه‌ی بهبودی بیمار را آغاز کرد.



۸) دانیل، پسر بزی آند

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۰
سن هنگام پیدا شدن : ۱۲
محل : آند، پرو
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۸ سال
حیوانات : بزها
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


پسر بزی آند در سال ۱۹۹۰ در آند، پرو پیدا شد و گفته می‌شود که هشت سال توسط بزها بزرگ شده است. وی با خوردن شیر آن‌ها و تغذیه از ریشه‌ها و دانه‌ها زنده مانده بود. دانیل در طبیعت، و با مشخصه‌های بارز زندگی وحشی بزرگ شده بود.

او روی چهار دست و پا راه می‌رفت و دست‌ها و پاهایش آن‌قدر زخم شده‌بودند که سفت شده و برایش حکم سم را پیدا کرده بودند. وی می‌توانست با بزها ارتباط برقرار کند اما نتوانست زبان بشر را یاد بگیرد.

پسر بزی آند پس از پیدا شدن، توسط تیمی از دانشگاه پزشکی «کانزاس» تحت بررسی و آزمایش قرار گرفت. نام او را «دانیل» گذاشتند.



۷) پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۴۶
سن هنگام پیدا شدن : تقریباً ۱۰
محل : صحرای سوریه
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۹ سال
حیوانات : آهوان کوهی
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


پسری که حدوداً ۱۰ سال سن داشت در میان گله‌ای آهوان کوهی در صحرای سوریه پیدا شد. او را به کمک یک جیپ عراقی گرفتند، چون می‌توانست با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود. اگرچه وی به طرز وحشتناکی لاغر بود، اما می‌گفتند بسیار سالم و تندست است و عضلاتی پولادین دارد. این پسر را گرفتند و دست و پایش را بستند.

به گفته‌ی آرمن، پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای در سال ۱۹۵۵ هنوز زنده بود و سعی کرده بود از وضعیت نامطلوبی که در آن زندانی شده بود، فرار کند. من احساسات شما را با بیان کارهایی که برای جلوگیری از این اقدام او انجام گرفت، جریحه‌دار نمی‌کنم.

آنچه که Magazine Life در تاریخ ۹ سپتامبر۱۹۴۶ نوشته بود، تا حد زیادی با گزارش‌های دیگر مطابقت دارد. گزارش می‌گوید یک ماه پیش، گروهی از شکارچیان، پسری پیدا کرده‌اند که وحشی و آزاد در میان گله‌ای از آهوان کوهی، در دشت سوریه می‌دویده است. گویا، وی، که در زمان پیدا شدن ۱۰ الی ۱۴ سال داشت، در کودکی به حال خود واگذاشته شده بود. بعد از پیدا شدن، او را به آسایشگاه بیماران روانی انتقال داده بودند. Sunday Express نیز گزارش مشابهی ارائه کرده، با این تفاوت که سرعت پسر را ۵۰ متر در ساعت قلمداد کرده است نه ۵۰ کیلومتر در ساعت.



۶) بلو، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۶
سن هنگام پیدا شدن : ۲
محل : نیجریه
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۱ سال
حیوانات : شامپانزه‌ها
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


«بلو»، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای را هنگامی که دو سال داشت، در سال ۱۹۹۶ پیدا کردند. والدینش احتمالاً وی را که دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود، در شش ماهگی رها کرده بودند، کاری که معمولاً چادرنشینان «فولانی»، ساکنان بخش عمده‌ای از منطقه‌ی «ساحل» در غرب آفریقا، با کودکان معلولشان انجام می‌دهند و امری عادی محسوب می‌شود.

بلو که گفته می‌شود توسط شامپانزه‌ها سرپرستی و بزرگ شده بود، میان یک خانواده‌ی شامپانزه، در ۱۵۰ کیلومتری جنوب «کانو» واقع در شمال نیجریه پیدا شد. زمانی که این ماجرا، شش سال بعد در سال ۲۰۰۲ به چند خبرگزاری رسید، بلو در خانه‌ی بی‌سرپرستان Tudun Maliki Torrey در کانو ساکن شده بود.

بلو، زمانی که تازه پیدا شده بود، مثل یک شامپانزه راه می‌رفت، او از پاهایش بهره می‌گرفت اما دست‌هایش را روی زمین می‌کشید. وی شب‌ها در خوابگاه به این سو و آن سو می‌پرید، بچه‌های دیگر را آشفته می‌کرد و همه چیز را پرت می‌کرد و می‌شکست. شش سال بعد، بلو بسیار آرام‌تر شده بود، اما همچنان مثل شامپانزه‌ها به این سو و آن سو می‌پرید، صداهای شامپانزه‌وار در می‌آورد و چند بار با مشت به سرش می‌زد. بلو در سال ۲۰۰۵ از دنیا رفت.



۵) جان سبونیا، میمون-پسر اوگاندایی

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۱
سن هنگام پیدا شدن : ۶
محل : اوگاندا
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۳ سال
حیوانات : میمون‌ها
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


«جان سبونیا» در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ به دنیا آمده بود. وی بعد از مشاهده‌ی قتل مادرش به دست پدر خودش، از خانه فرار کرده بود ( احتمالاً در آن زمان حدود سه سال داشته ). باور عام و پذیرفته بر این است که میمون‌های سبز آفریقایی (green African vervet monkeys) حداقل تا اندازه‌ای مراقبت از او را در جنگل بر عهده گرفته‌اند. جان، در سال ۱۹۹۱، وقتی در درختی پنهان شده بود، توسط یک زن یا دختر قبیله ( به نام میلی ) پیدا شد. «میلی» با اهالی روستا بازگشت و در این مورد، نه تنها خود جان در برابر اسیر شدن مقاومت کرد- چیزی که معمولاً اتفاق می‌افتد- بلکه خانواده‌ای که سرپرستی‌اش را بر عهده گرفته بودند نیز، با پرتاب چوب به سمت روستاییان، به دفاع از او برآمدند.

گزارشات اولیه حاکی است که تمام بدن جان با موهایی موسوم به هایپرتریکوسیس پوشیده شده بود. در مدفوع وی، کرم‌هایی به طول نیم متر وجود داشت. وقتی او را گرفتند و تمیزش کردند، معلوم شد تمام تنش پر از شکاف و خراش است و زانوهایش به دلیل چهار دست و پا راه رفتن، زخمی است. هویت جان سبولینا در همین زمان مشخص شد. میلی، جان را به «پل و مولی واسوا»، مدیران یک مؤسسه‌ی خیریه، سپرد.  جان در ابتدا نمی‌توانست حرف بزند یا گریه کند اما بعدها یاد گرفت صحبت کند. این بدان معناست که وی پیش از زندگی در طبیعت، تا حدی حرف زدن را یاد گرفته بود.

او حالا نه تنها حرف می‌زند، بلکه آواز نیز می‌خواند و همراه گروه کر کودکان «مروارید آفریقا» به سفر می‌رود. بی‌بی‌سی، مستندی از ماجرای جان ساخت به نام «گواه زنده» (Living Proof). این مستند در ۱۳ اکتبر ۱۹۹۹ به نمایش درآمد.



۴) ترایان کالدارار، پسر سگی رومانیایی

تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۲
سن هنگام پیدا شدن : ۷
محل : براشوف، رومانی
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۳ سال
حیوانات : سگ‌ها
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


«ترایان کالدارار»، پسری رومانیایی بود که سه سال، دور از خانواده‌اش، یک زندگی وحشی در پیش گرفته بود. گفته می‌شود او به دلیل خشونت‌های خانوادگی، خانه‌اش را ترک کرده بود. مادرش، «لینا کالدارار»، گفت که پسرش را دوست می‌داشته، اما همسرش مرد خشنی بوده و همواره لینا را کتک می‌زده. وقتی او ترایان را گم کرد، بسیار آزرده‌خاطر شد و این امید را در خود پرورش داد که شاید خانواده‌ی دیگری، سرپرستی ترایان را بر عهده گرفته‌اند. او گفت : «وقتی فرار کردم، ارتباطم با ترایان قطع شد، با این حال، سعی کردم او را پس بگیرم. هر کاری کردم، او ( پدر ترایان ) اجازه نداد بچه‌ام را پس بگیرم. او گفت بچه مال خودش است».

اگرچه ترایان کالدارار وقتی پیدا شد، هفت ساله بود، اما جسم یک بچه‌ی سه ساله را داشت. او نمی‌توانست صحبت کند، لخت بود و در یک جعبه‌ی مقوایی پوشیده با پلی‌اتیلن زندگی می‌کرد. وی از نرمی استخوان شدیدی رنج می‌برد، زخم‌های عفونی داشت و جریان خونش احتمالاً به دلیل سرمازدگی، بسیار ضعیف بود. به اعتقاد دکترها، امکان نداشت ترایان به تنهایی زنده مانده باشد. آنان این طور نتیجه گرفتند که تعداد زیادی از سگ‌های ولگرد حومه‌ی شهر ترانسیلوانیا به او یاری رسانده‌اند. وقتی ترایان پیدا شد، جسد سگی در کنارش بود که ظاهراً وی از آن تغذیه می‌کرده.

ترایان کالدارار، بعد از آن ‌که اتومبیل یک چوپان به نام «مونالسکو یوان» از کار افتاد، پیدا شد. آقای یوان مجبور شده بود پیاده از مرتع خود بازگردد. در این زمان او کودک را پیدا کرده، به پلیس خبر داده بود. پلیس کمی بعد ترایان را گرفت. ترایان همچون یک شامپانزه راه می‌رفت و خوابیدن زیر تخت را به خوابیدن روی آن ترجیح می‌داد. به گزارش دکتر «مرسیا فلوریا»: «او را در وضعیتی حیوانی یافته بودند و حرکات او نیز حیوان‌گونه است. این شواهد نشان می‌دهند که وی در یک محیط اجتماعی رشد نیافته. وی در نبود غذا، بسیار آشفته می‌شود. در تمام مدت به دنبال غذاست. وی بعد از خوردن غذا می‌خوابد».



۳) راچام پنگینگ، دختر جنگل کامبوج

تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۷
سن هنگام پیدا شدن : ۲۹
محل : جنگل کامبوج
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۱۹ سال
حیوانات : حیوانات مختلف
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


دختر جنگل کامبوج، زنی کامبوجی است که در ۱۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۷، در جنگل «ایالت راتانکیری» پیدا شد. خانواده‌ای در یک روستای نزدیک به محل، ادعا کردند که این زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگینگ» است که ۲۹ یا ۳۰ سال دارد (متولد ۱۹۷۹) و ۱۸ یا ۱۹ سال پیش ناپدید شده. ماجرای راچام، به عنوان یک کودک وحشی که سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبری وسیعی داشت.

راچام، پس از آن که در ۱۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۷، ژولیده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌های انبوه ایالت راتانکیری واقع در دورترین نقطه‌ی شمال شرقی کامبوج پیدا شد، مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. وقتی یک روستایی متوجه شد از غذای موجود در جعبه‌ی ناهار خبری نیست، آن ناحیه را تحت نظر گرفت، چشمش به این زن افتاد و چند تن از دوستانش را برای گرفتن او گرد آورد.

پدر راچام، افسر پلیس، کسور لو لانگ، او را از روی زخمی که روی پشتش داشت شناسایی کرد. وی اظهار داشت راچام پنگینگ در سن ۸ سالگی، هنگامی که همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ی گاوها را هدایت می‌کرد، ناپدید شده بود (خواهرش نیز همین‌طور). یک هفته بعد از پیدا شدن، راچام در تطبیق خود با زندگی متمدن، دچار مشکل شد. به گزارش پلیس محلی، او تنها می‌توانست سه کلمه بگوید : «پدر»، «مادر» و «شکم‌درد». یک روانشناس اسپانیایی که این دختر را دیده بود، گفت او «می‌تواند چند کلمه بگوید و با دیدن بازی‌هایی که در آن‌ها آیینه و اسباب‌بازی‌هایی به شکل حیوانات وجود دارد، لبخند می‌زند» اما راچام هرگز به زبانی که قابل درک باشد، صحبت نکرد. او هنگام گرسنگی و تشنگی، به دهانش اشاره می‌کرد و ترجیح می‌داد به جای این‌که به صورت قائم قدم بردارد، روی چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ی راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نکند. راچام پنگینگ بارها سعی کرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌های راچام را را تنش کند زیرا او می‌خواست آن‌ها را از تنش بیرون بیاورد. بر اساس اظهارات یکی خبرنگار از «گاردین»، خانواده‌ی راچام، مراقبت فراوانی از وی به عمل می‌آوردند و این زن غمگین و بی‌توجه می‌نمود، هرچند شب‌ها بی‌قرار می‌شد. در ماه مه ۲۰۱۰، راچام پگینگ به جنگل فرار کرد. علی‌رغم جست و جوها، کسی نتوانسته او را پیدا کند.



2) پسر پرنده‌ای روسی

تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۸
سن هنگام پیدا شدن : ۷
محل : ولگوگراد، روسیه
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۷ سال
حیوانات : پرندگان
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


در سال ۲۰۰۸، مددکاران روسی، یک «پسر پرنده‌ای» پیدا کردند، که مادرش او را در لانه‌ی پرندگان بزرگ کرده بود. این پسر تنها می‌توانست از طریق جیک جیک کردن ارتباط برقرار کند. به گفته‌ی مقامات، این بچه‌ی وانهاده‌شده را در یک آپارتمان کوچک دو اتاقه در حالی یافته بودند که با قفس‌هایی پر از پرنده، غذای پرندگان و مدفوع آنان، احاطه شده بود.

به گزارش روزنامه‌ی روسی «پراودا» پسر پرنده‌ای از زبان انسانی چیزی نمی‌فهمید و با جیک جیک کردن و تکان دادن بازوانش، ارتباط برقرار می‌کرد. فعال اجتماعی، «گالینا ولسکایا»، که در نجات کودک از خانه‌اش در «کروسکی»، ولگوگراد، شرکت داشت، اظهار کرد مادر ۳۱ ساله‌ی این پسر، با او همچون سایر حیواناتش رفتار می‌کرده و هرگز با وی سخن نمی‌گفته. خانم ولسکایا گفت: «وقتی با او حرف می‌زنیم، جیک جیک می‌کند».

مقامات روسی اعلام کردند که کودک از لحاظ جسمی آسیبی ندیده است اما از «سندروم ماگلی» رنج می‌برد و قادر به برقراری ارتباط عادی با انسان‌ها نیست. نام این سندروم، از شخصیت «کتاب جنگل» گرفته شده؛ ماگلی در این داستان، پسربچه‌ای است که توسط حیوانات وحشی بزرگ می‌شود.

پراودا این گونه نوشت: «(مادر وی) از پرندگان خانگی نگهداری می‌کرد و به پرندگان وحشی غذا می‌داد. هرگز نه پسرک را زده بود و نه بدون غذا رهایش کرده بود، اما هیچ وقت با او صحبت نکرده بود. این پرندگان بودند که با وی ارتباط برقرار کرده، زبان پرنده‌ای یادش داده‌اند. او فقط جیک‌جیک می‌کند و وقتی می‌فهمد کسی منظورش را متوجه نشده، دست‌هایش را مثل پرنده‌ها تکان می‌دهد». این مادر، بعد از آن‌ که پسرک پیدا شد، یک فرم رضایت امضا کرد. براساس این فرم، وی باید کودکش را آزاد می‌کرد تا تحت مراقبت قرار گیرد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که پسر پرنده‌ای موقتاً به یک آسایشگاه روانی منتقل شده بود، اما بعد از مدت کوتاهی، او را به مرکز مراقبت‌های روانپزشکی فرستاده‌ بودند.



۱) اکسانا مالایا، دختر سگی اوکراینی

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۱
سن هنگام پیدا شدن : ۸
محل : بلاگوشچنکا، اوکراین
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۵ سال
حیوانات : سگ‌ها
 

۱۰ انسان پرورش یافته توسط حیوانات! + عکس


«اوکسانا مالای» نه یک کودک وحشی بود، نه یک کودک محبوس، بلکه کودکی بود وانهاده، که بیشتر دوران طفولیت خود را از ۳ تا ۸ سالگی، در لانه‌ی سگ‌ها، پشت باغچه‌ی خانه‌ی خانوادگی خود در «نوایا بلاگوشچنکا»، اوکراین، گذرانده بود، هر چند، گاهی به خانه می‌آمد و والدین الکلی و اهمال‌گر خویش را ملاقات می‌کرد.

والدین دائم‌الخمر اکسانا، نمی‌توانستند از او نگهداری کنند و به همین دلیل اکسانا در سه سالگی از خانه‌اش تبعید شد. آنان در منطقه‌ای فقیرنشین زندگی می‌کردند و سگ‌های وحشی بسیاری در آن خیابان‌ها پرسه می‌زدند. اکسانا در یک کپر، که محل زندگی این سگ‌ها بود و پشت خانه‌اش قرار داشت، پناه جست. وی تحت مراقبت سگ‌ها قرار گرفت و حرکات و رفتارهای آنان را آموخت. رابطه‌ی اکسانا با سگ‌ها آن‌قدر قوی بود که وقتی مقامات برای نجاتش آمدند، در ابتدا توسط سگ‌ها رانده شدند. اعمال و صداهای او، تقلیدی از سرپرستانش بود. دختر سگی خرناس می‌کشید، پارس می‌کرد، روی چهار دست و پا راه می‌رفت، مثل یک سگ وحشی قوز می‌کرد، پیش از خوردن غذا آن را بو می‌کشید و دارای حواس بسیار قوی بینایی، شنوایی و بویایی بود. وقتی اکسانا را نجاتش دادند، او تنها کلمات «بله» و خیر» را می‌دانست.

اکسانا، بعد از پیدا شدن، کسب مهارت‌های عادی اجتماعی و عاطفی انسانی را دشوار یافت. وی، محروم از هرگونه محرک اجتماعی و فکری، تنها، از حمایت عاطفی سگ‌های همراهش برخوردار گشته بود. از آن‌جایی که اکسانا در محیط اجتماعی از زبان استفاده نکرده بود، وی در بهبود مهارت‌های زبانی با مشکل مواجه می‌شد.

اوکسانا در سال ۲۰۱۰، ۲۶ ساله است. او در محل نگهداری معلولین ذهنی نگهداری می‌شود و در مراقبت از گاوهای مزرعه‌ی کلینیک کمک می‌کند. وی گفته است وقتی کنار سگ‌هاست، از همیشه خوشحال‌تر است.

 





نوع مطلب : اخبار روز بامزه، دانستنیهای جالب، 
برچسب ها : انسانهای پرورش یافته توسط حیوانات، شیرزاد، عکس، عکس از پرندگان، عکس از کامیون، عکس حوادث زیبا، مجله،
لینک های مرتبط :
افتتاح بلند ترین برج جهان در دبی

این برج 160 طبقه که از 330 میلیون متر مکعب بتون و 31400 تن فولاد ساخته شده است، را می‌توان از فاصله 95 کیلومتری دید. بلندی این برج ۸۰۰ متر استنس

این برج 57 آسانسور دارد که افراد را به 1044 آپارتمان و 49 فضای اداری و نیز یک هتل با نشان جورجیو آرمانی منتقل می‌کند.

یک طراحی مارپیچی Y مانند این برج را آدریان اسمیت معمار SOM انجام داده است، برای حمایت از هسته ساختاری برج، که با بالاتر رفتن باریک می‌شود، به کار رفته است. در ارتفاع بالاتر برج به یک ساختار فولادی بدل می‌شود که منار مخروطی عظیمی در راس آن قرار گرفته است.

در مراحل نهایی ساختمان برج، بتون تا ارتفاع 605 متری بالا کشیده شد، که یک رکورد جهانی به حساب می‌آید
در سال 2004 آغاز شد، یک میلیارد دلار هزینه داشته است

این آسمانخراش در مرکز یک منطقه خرید جدید 20 میلیارد دلاری قرار می‌گیرد که شامل 30000 آپارتمان و یک مجتمع بزرگ فروشگاهی است که گفته می‌شود با فضایی برای 1200 مغازه بزرگترین مرکز خرید مسقف جهان است.
 






نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها : دانستنیهای جالب، بلندترین برج دنیا، دبی، برج دبی، بلندترین برج دبی،
لینک های مرتبط :

گران بهاترین شی کشتی تایتانیک متعلق به ایران است


خبرآنلاین: محمدعلی فارسی، که فعالیت فیلمسازی را از سال 1367 در حوزه مستند سازی آغاز کرده، در گفت و گو با هفته نامه پنجره درباره ماجرای فیلمش، «حقیقت گمشده» که در جشنواره سینما حقیقت برگزیده شد توضیح داده است.

فارسی گفته است : "سفری کاری به لندن داشتم. آن‎جا دکتر جوزی موضوع جالبی را مطرح کردند، این‎که گرانبهاترین شی کشتی تایتانیک متعلق به ایران است! گفتند یک ترجمه‌ فراگیر از خیام که یک صحاف مشهور انگلیسی کار صحافی آن را انجام داده، در این کشتی بوده است.



این صحافی یکی از گران‎بهاترین صحافی‌ها بوده که به گفته کارشناسان انگلیسی، اگر این نسخه صحافی شده همراه با کشتی تایتانیک غرق نمی‌شد، با پولش می‌شد دو منطقه از لندن را خرید! این صحافی متأثر از نقوش ایرانی بوده. یعنی هم محتوا و هم صحافی کتاب نسبتی با ایران داشته است. بعد از پایان کار، یک دلال کتاب را خریده و به قصد آمریکا سوار کشتی تایتانیک شده و این گنجینه ارزشمند همراه با کشتی غرق می‌شود. به گفته دکتر جوزی حقیقتا در تایتانیک گرانبهاترین شیء همین کتاب بوده است. کتابی با چنین پیشینه غنی ادبی و هنری، که ادوارد فیتزجرالد 25 سال از عمر خود را صرف ترجمه آن کرده بود. "

وی افزوده است : " ما می‌خواستیم یک قصه با دو شخصیت روایت کنیم، یکی خیام و دیگری ادوارد فیتز جرالد. از دومی یک فریم عکس داشتیم و از خیام که 900 سال پیش از دنیا رفته، فقط کتابی و سنگ قبری. بدون تردید ساختن چنین مستندی خیلی دشوار است، ما از دو شخصیت اصلی داستان چیز خاصی برای جلو تصویر بردن نداشتیم و این مهمترین مشکل ساخت چنین مستندهایی است. "





نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عجیب‌ترین اختراعات ادیسون




توماس ادیسون اختراعات باارزش بسیاری دارد اما در میان اختراعات او که کمتر از آنها صحبت شده نیز نمونه‌های جالب‌توجهی به چشم می‌خورند که بعضی ردی از شوخ‌طبعی ذاتی او دارند. از میان این اختراعات عجیب می‌توان به استودیوی سینمایی گردان، آشکارساز روح، اولین خانه‌های بتنی و عروسک آوازه‌خوان اشاره کرد.


گرامافون بتنی
خبر آنلاین: کابینت گرامافون بتنی ادیسون که حاصل آزمون بتن اسفنجی بوده است. ادیسون ساخت پیانوی بتنی را نیز تجربه کرده است.




خانه بتنی
این خانه بتنی که دقیقا مانند نمونه‌های چوبی متداول طراحی شده، یکی از اولین تجارب در زمینه استفاده از بتن در ساختمان‌ها است. ادیسون در ساخت اولین بزرگراه بتنی نیز همکاری داشته است.




استودیوی گردان
این استودیوی سینمایی گردان که بلک ماریا نام دارد برای فیلمبرداری از مسابقات بوکس و نمایش‌های عمومی استفاده می‌شده است. این استودیو به شکلی طراحی شده که در تمامی ساعات روز نور با زاویه یکسانی به آن می‌تابیده است.



عروسک آوازه‌خوان
این عروسک آوازه‌خوان همراه یک گرامافون مینیاتوری کوچک بوده است.




قلم الکتریکی
این قلم الکتریکی که در سال 1876 توسط ادیسون اختراع شده، الهام‌بخش اولین دستگاه‌های خالکوبی الکتریکی بوده است.




پنکه الکتریکی
این اختراع یک پنکه الکتریکی است که می‌تواند با باتری کار کند.



آشکارساز روح
این دستگاه آشکارساز ارواح در سال 1933 توسط ادیسون ساخته شده است.



طرح اولیه یک هواپیما
پس از موفقیت برادران رایت، ادیسون این طرح را برای ساخت هواپیمایی تهیه کرد که هرگز به مرحله پرواز نرسید.




نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شارژ تلفن همراه با ضربان قلب!



یك گروه از محققان به تازگی با استفاده از یك لایه نازك خم شدنی مواد نانو، یك فن‌آوری تولید نیرو به وجود آورده‌اند كه در آینده می‌تواند به میكروروبات‌های قلب كاشت تبدیل شود كه عملكردشان دائمی است.

دكتر كئون جائه لی از دپارتمان علم مواد و مهندسی "كایست" و دكتر ژونگ لین ونگ از موسسه فن‌آوری جورجیا، گونه‌های جدید كارامد و قابل انعطاف فن‌آوری نانو ژنراتور را ایجاد كرده‌اند.

آنها از لایه نازك پیزوالكتریك سرامیكی مواد نانو كه به راحتی خم می‌شود استفاده كردند كه قابلیت دارد كوچكترین حركات بدن انسان از جمله ضربان قلب را به انرژی برق تبدیل كند.

تیم تحقیقاتی توانسته‌ یك لایه نازك سرامیك نانوژنراتور را كه با محیط اكوزیستی سازگاراست تولید كند كه به راحتی و بدون شكستن خم می‌شود.

فن‌آوری نانوژنراتور كه یك سیستم تولید انرژی بدون سیم یا باتری است، فن‌آوری نانو را با پیزوالكتریك تركیب می‌كند كه نه تنها در مدارهای الكترونیك تلفن‌های همراه، بلكه در سنسورهای زیست كاشت یا به عنوان منبعی برای میكروروبات‌ها می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

منابع انرژی در طبیعت (باد، ارتعاش و صدا) و نیروهای بیومكانیكی تولید شده توسط بدن انسان (ضربان قلب، جریان خون و انقباض و آرامش عضلات) می‌توانند انرژی غیر آلاینده نامحدودی تولید كنند.

ونگ اظهار كرد: این فن‌آوری می‌تواند با كمی اصلاح مدارها در روشن كردن ال.‌ای.‌دی مورد استفاده قرار گرفته و صفحات نمایش لمسی انعطاف‌پذیر را به كار بیندازد. به علاوه، لایه نازك مواد نانو (باریوم تیتانات) در این تحقیقات هر دو خاصیت بهره‌وری بالا و سازگاری زیستی بدون سرب را كه در آینده می‌تواند كاربرد دارویی داشته باشد دارا است.




نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مختصری از تاریخچه آدامس



شما در هر لحظه تعداد زیادی از افرادی که آدامس می‌خورند را  پیدا می‌کنید. در هرجایی از جهان آدامس فروخته می‌شود. مردم در هر سنی بهترین لحظات زندگی شان را با خوردن آدامس می‌گذرانند.
آدامس تاریخچهً خیلی جالبی دارد .آن یکی از قدیمی ترین شیرینی های معروف در جهان است.
آدامس سابقاً توسط مردم جهان از سالها قبل در شکلها و طعمهای متنوع استفاده شده است.آدامس توسط باستان شناسان مرد وزن در هزاران سال قبل به ثبت رسیده،آنها  آدامسهایی به شکل  توده  صمغ درخت کاج را می‌جویدند و لذت می‌بردند اجدادما مصارف مختلفی از صمغ درخت پیدا کرده بودند، آنها صمغ درخت را برای تمیز کردن دندانهایشان توسط جویدن توده هایی ازصمغ درختان کاج و مالیدن آنها بر روی دندان ونیز به عنوان خنک کننده دهان  استفاده می‌کردند، و بعضی از صمغ ها برای  سلامتی  خوب بودند و برای اهداف مخصوصی به کار می‌رفتند و دیگر  مصارف صمغ نیز وجود داشت که مردم از هزاران سال قبل در مورد آن اطلاع داشتند.
آدامس از نظر تجاری اولین جنس فروخته شده در سال 1848 بود موقعی که برادرانCurtis ساکن Maine  ( ایالتی درانگلستان جدید ، شمال شرق آمریکا ) روی صمغ درخت کاج آزمایش کردند و یک (ماده) چسبنده ساختند و ماده لاستیک مانند را امتحان کردند و آن را  برای جویدن جالب یافتند وگمان  بردند که می‌تواند برای آنها پول بسازد.این اولین مرتبه در تاریخ بود که آدامس از نظر تجاری فروخته شد. دو سال بعد با آزمایش موفق صمغ درخت کاج، صمغ را به آدامس تبدیل کردندوتولید اولین آدامس عمده صنعتی گیاهی را آغاز نمودند. به علاوه به آن طعم افزودند وپارافین را که احساس نرمی ولاستیکی بودن  به آن می‌داد در آدامس وارد کردند. گیا ه  Curtis Chewing Gum Factory نامگذاری شد.
بعداز اوایل دهه1880 برادران Fleer ، Henry Fleer و  Frank Fleer صمغ مورد استفاده CHICLE) ) در کارخانه را امتحان کردندکه از درختان استوائی بدست آمده بود. آنها برروی ماده گیاهی (CHICLE) کار کردندو مکعبهایی از مواد ساختند ومکعبهارا با مواد شیرینی پوشاندند.آنها (مواد ساخته شده )را به نام Chiclets"" نامگذاری کردند. به علاوه سعی کردند که آدامس بادکنکی بسازند اما آنها هرگز نتوانستند آن را به صورت تجاری در آورند. چون مدتی گذشت ، آزمایشهای زیادی برای به دست آوردن انواع مختلف آدامس در شکل معمولی یا بادکنکی انجام شده بود.مردم همچنین  با ارائه راههای جدید  در تولید  بر جذب مشتریان بیشتر تلاش می‌کردند،مرحله بعد دادن شیرینی و طعم جدید به آدامس بود که  سهم ( مهم) پیروزی  درتا ریخ را به خود اختصاص داد.
طعمهای  زیادی درآدامس از شکل وانیلی معمولی تا طعم زغال کک وجود دارد. بسیاری از کارخانه جات میزان نرمی، شیرینی،طعمها وغیره در آدامس را به میل مشتری آماده می‌کنند.
امروزه آدامسهایی در انواع  متفاوتی در بازار وجود دارد در حیطه ای، که مردم معمولأ برای اهداف دارویی می‌خورند و ترکیباتی برای دندان مفید است که "آدامسهای دندانی"  نامیده می‌شوند،آدامسهایی که برای تنفس طراوت  می‌آورند ،و  برخی کارخانه ها پپسین (آنزیم زود هضم شیره معده )  رابه آدامسهایشان وارد کرده اند که به محصولشان ضمانتی می‌داد که تسکین  درد و سوزش معده وغیره  را تأمین می‌کرد.

در آخر قابل ذکر است :که کلمه آدامس ازنام Thomas Adams  گرفته شده زیرا وی در سال1871 یک ماشین برای کارخانه آدامس طراحی کرد آن ماشین خودکاری بود که با انداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج می‌شد .در سال1888 اولین آدامس توسط آن ماشین در ایستگاه زیرزمینی شهر نیویورک فروخته شد




نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
باتری کاغذی



پژوهشگران موفق شده‌اند با استفاده از سلولز موجود در خزه‌های دریایی، باتری الکتروشیمیایی انعطاف‌پذیری ساخته که همانند کاغذ، بسیار نازک است. این منبع انرژی می‌تواند ابعاد ابزارهای الکترونیکی همراه را به شدت کاهش دهد.

اوجود آن‌که بیش از دو قرن است باتری‌های الکتروشیمیایی اختراع شده‌اند، اما تا همین اواخر، پیشرفت چندانی در این حوزه انجام نشده بود. با ورود ابزارهای همراه دیجیتالی، فناوری جدید باتری‌های یون هلیوم توانست این صنعت قدیمی را تکان دهد. به تازگی نیز مهندسان موفق شده‌اند یکی از دیرینه‌ترین آرزوهای دنیای باتری را جامه عمل بپوشانند.
شکل سخت و نسبتا دست‌وپا گیر باتری‌های الکتروشیمیایی همیشه مانعی بزرگ در طراحی و کاهش وزن ابزارها بود و از این‌رو، خیلی از مهندسین رویای ساختن یک باتری را که مثل کاغذ، سبک و نازک و انعطاف‌پذیر باشد، در ذهن خود پرورده‌اند. یک چنین اختراعی به طرز چشمگیری وزن و ابعاد هر چیزی را که از آن نیرو می‌گیرد، کاهش خواهد داد.
اما به گزارش اکونومیست، خوشبختانه به‌نظر می‌رسد آلبرت مهرانیان از دانشگاه آپسالای سوئد و همکارانش این آرزو را جامه عمل پوشانیده‌اند. آنها یک باتری ساخته‌اند که در اصل از کاغذ ساخته شده و با وزن پایین و ضخامت بسیار کم، هرچند هنوز برای استفاده همگانی مناسب نیست، می‌تواند برای ردیابی محصولاتی که به فروشگاه‌ها می‌روند و یا چمدان‌های مسافرین در فرودگاه‌ها استفاده شود.
باتری‌های الکتروشیمیایی دارای دو الکترود (آند و کاتد) درون مایعی رسانا (الکترولیت) هستند. توانایی این دو الکترود در آزاد کردن و جذب الکترون متفاوت است و همین، سبب می‌شود الکترون‌ها از مایع الکترولیت عبور کنند و جریان الکتریکی ایجاد کنند.
یک باتری یون لیتیوم که از همان نوعی است که در تلفن‌های همراه و کامپیوتر‌های لپ‌تاپ استفاده می‌شود، معمولا از یک آند از جنس کربن، یک کاتد از اکسید کبالت لیتیوم و یک الکترولیت از نوعی نمک لیتیوم موجود درون حلالی آلی تشکیل شده است. زمانی که باتری در حال شارژ باشد، الکترون‌ها در کاتد پمپ می‌شوند که این امر، یون‌های لیتیوم را مجبور می‌کند از جای قبلی خود به سمت آند حرکت کنند. زمانی که در حال استفاده از باتری باشیم، جریان برق ایجاد شده، یون‌های لیتیوم را از آند خارج می‌کند و به کاتد بر می‌گرداند.
اما وسیله‌ای که دکتر میهرانیان و همکارانش ساخته‌اند، بر مبنای سلولز ساخته شده، همان ماده‌ای که کاغذ را از آن می سازند؛ ولی ماده جدیدی نه از درختان یا پنبه، که از سلولز موجود در خزه دریایی استفاده شده است. این سلولز فیبرهای نازک‌تری دارد که با افزایش سطح آن، اجازه می‌دهد که مقدار بار الکتریکی بیشتری را در خود ذخیره کند.
ولی سلولز رسانای الکتریسیته نیست! از این رو دکتر میهرانیان چاره‌ای نداشت جز اینکه آن را با یک ماده رسانا بپوشاند. او پلیمری را به نام پلی‌پیرول انتخاب کرد که وقتی در سلولز خزه‌ای غوطه‌ور شد، جریان الکتریکی را به خوبی هدایت می‌کرد. او سپس آند و کاتد باتری‌اش را از این مواد ساخت و برای الکترولیت هم از یک کاغذ صافی که در آب نمک خیسانده شده بود، استفاده کرد.


بنابراین باتری تشکیل شده بود از یک کاغذ صافی خیسانده درآب نمک، که بین دو الکترود سلولزی ساندویچ شده بود، البته این الکترودها نیز به طور همراستا بین دو اسلاید شیشه ای نگه داشته شده بودند. و در نهایت برای امکان‌پذیر ساختن اتصال الکتریکی با دنیای خارج، نوارهایی پلاتینی به الکترودها متصل کردند. خود انرژی الکتریکی نیز توسط تغییرات شیمیایی در پلی‌پیرول ذخیره و آزاد می‌گشت.
این مولکول می‌تواند در دو فرم وجود داشته باشد که از نظر تکنیکی به دو صورت «اکسید شده» و «احیا شده» شناخته شده است؛ و در صورتی که آنها بخشی از یک مدار باشند، جریان الکتریکی بین این دو شارش می‌کند. حاصل امر یک باتری یک ولتی بود که می توانست در چند ثانیه شارژ شود و بدون هیچ کاهش جدی در کارایی آن، بیش از صد بار پر و خالی شود.
دکتر مهرانیان در حال حاضر به دنبال تجاری کردن این فناوری است. بازدهی باتری‌های خزه‌ای حدود یک سوم بازده انواع باتری‌های یون لیتیوم است و از این‌رو، نمی‌توان آنها را جایگزین باتری‌های لیتیومی کرد؛ ولی با این وجود می‌توان برای کاربردهای کوچک از آنها سود جست. این کاربردها می‌تواند شامل برچسب‌های چمدانی باشد که رادیوهای کوچکی در خود دارند و موقعیت مکانی خود را به مسئولین حمل و نقل چمدان‌ها اطلاع می‌دهند. لوازم «هوشمند» بسته‌بندی مانند بسته‌های مواد غذایی که نمایشگرهای الکترونیکی در خود دارند نیز یک احتمال دیگر است.
به علاوه، دیگر پژوهشگران نیز به تازگی ترانزیستورهای پایه کاغذی تولید کرده‌اند. باتری ساخته شده توسط دکتر مهرانیان می‌تواند انرژی مورد نیاز برای لوازم الکترونیکی را که بر مبنای این ترانزیستورها ساخته‌شده‌اند، تامین کند. این نوآوری‌ها مثال نقضی بر این نظریه خواهند بود که حذف کاغذ از ادارات با پیشرفت فناوری اجتناب ناپذیراست



نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
زندگی عاشقانه رایانه ای !



1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم نه سخت افزار.

2.
در سایت زندگی، همیشه لینکِ (Mohabbat) داشته باشیم و هیچگاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.

3.
برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراکتر "ع"، "ش" و "ق" استفاده کنیم.

4.
هیچگاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم. که "تا توانی دلی به دست آور، دل شکستن هنر نمی‏باشد".

5.
چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را "shut down" نکنیم بلکه آن را "restart" کنیم.
6. برای مانیتور زندگی‏مان بک گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم، نه سیاه یا دودی.

7. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده کنیم.

8. روی کلیدهای عیب کیبورد خودمان انگشت بگذاریم، نه روی کلیدهای عیب کیبورد دیگران.

9. برای فایل‏های اسرار زندگی مان پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (hidden) کنیم.

10. همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فکرمان را به کار بیندازیم.

11. برای مشکلات مردم، کلیدF1 باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (help) کنیم.

12. اگر شخصیت ما ژله ‌ای نیست و بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید حتی به ما اجازه دهد که با هر کسی چت (Chat) کنیم و هر کسی با ما چت کند.

13. برای باغ زندگی مردم windows باشیم نه dos !!!

14. یک معادله ریاضی- رایانه‏ای به ما می‏گوید: "تا به فکر ساپورت دیگران نباشیم، دیگران به فکر ساپورت ما نخواهند بود".

15. اگر از کسی بدی و کم لطفی دیدیم، کم لطفی آنرا "save" نکنیم بلکه آن را "delete" نماییم و حتی آن را از ریسایکل بین (recyclebin) قلبمان کاملا محو کنیم.

16. به دیگران اجازه ندهیم در "CD Rom" زندگی ‏مان هر نوع "CD" را که بخواهند، قرار دهند.

17. خانه و دفتر کارمان، به روی مردم نیازمند،"Open" باشد.

18. برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه "گذشت و ایثار" دابل کلیک (double click) کنیم.

19. تا حرف کسی تمام نشده، اسپیکر (speaker) خود را روشن نکنیم.

20. درآمدمان را در اول ماه پارتیشن بندی کنیم تا در آخر ماه کم نیاوریم.

21. برای رفع گرفتاری‏های مردم اتوران (autorun) باشیم.

22. همان گونه که دیگران سایت "گوگل" را طراحی کرده‏اند، ما نیز سایت "گو- گل" را برای مردم طراحی کنیم تا در ارتباطات خود با یکدیگر، گل بگویند و گل بشنوند.

23. در سایت زندگی شخصی مان، یک رُوم (Room) به نام مشکل گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) کنند.

24. هنگام مشاهده خوبی‏ها و نیکی‏های دیگران، بلافاصله کلید پرینت اسکرین ( print screen ) را بزنیم و از آن عکس بگیریم.

25. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریکی زندگی دیگران، کلید "Power " برای آنان باشیم.

26. نگذاریم هر کسی در رُوم (Room) زندگیمان ناجورانه چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) کنیم.

27. چشم‏هایمان را به روی عیب های پنهان مردم، "Close" کنیم.

28. گاه و بی گاه، کامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) میکند که باید آن را با "فکر"، "مشورت" و "برنامه ریزی"، ری استارت (Restart) نماییم حتی گاهی هم اگر لازم شد restore کنیم.

29. برای کپی گرفتن از دیسکت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس یابی و سپس ویروس کشی کنیم.

30. مواظب باشیم که رایانه زندگی زناشویی مان، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد. که در این صورت، ممکن است هیچ آنتی ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

31. اگر قصد داریم در یک گروه خانوادگی عضو بشیم پرشیـن استار رو در ادد لیست (add list) انتخابهامون قرار بدیم.

32. اگر برای شخصیت و تصمیم ‏گیری‏های خویش ارزش و احترام قائل هستیم، خودمان یکی از ‏Gameهای کامپیوتر زندگی دیگران نباشیم.

33. فایل‏های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسکن (Scan) کنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

34. در حروف چینی کتاب زندگی، از شیوه "راست چین" و راستگویی استفاده کنیم، نه از شیوه "چپ ‏چین" و دروغ‏ گویی.

35. برای برنامه زندگی اجتماعی و به ویژه زندگی خانوادگی، همیشه ورژن‏های جدید و سازگار را معرفی کنیم.

36. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیش نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده کنیم.

37. در تجارت و کارهای مالی و اقتصادی، سرمایه‏ها و دارایی‏های خود را در یک درایو (Drive) نریزیم؛ بلکه آن ها را در درایوهای گوناگون پخش کنیم تا اگر به فرمت (Format) یک درایو مجبور شدیم، درایوهای دیگر را محفوظ داشته باشیم.

38. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ کرد، سه کلید "ctrl کنترل اعصاب"،"Alt انصاف" و "delet دلیل عصبانیت" را بزنیم.

39. مکان ‏نمای ارتباطات ما با آدم‏های ناباب و ناجنس به صورت "فلش" نباشد؛ بلکه به صورت "ولش" باشد.

40. هارد مغز خود را از برنامه های غیر مفید، پر نکنیم، تا فضا را برای نصب برنامه های مفید، تنگ ننماییم.

41. برای این که از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، کارت گرافیک بالا برای آن تهیه کنیم.

42. اگر مانیتور رایانه ما دارای رنگهای متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یک رنگ باشد.

43. برای رایانه ‏زندگی دیگران نرم ‏افزارهایی را معرفی کنیم که حداکثر هماهنگی را با سخت ‏افزارهای موجودشان داشته باشند.

44. در خطاطی کامپیوتری، ازبرنامه "کِلْک"هم میتوانیم استفاده کنیم، اما در خطاطی زندگی، از برنامه "کَلَک" نباید استفاده کنیم.

45. بکوشیم تا خوش اخلاقی را به جای اینکه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به کار گیریم.

46. اگر می خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقا ًتنظیم کنیم و نباید بگذاریم که دیگران این کار را برای ما انجام دهند؛ اگرچه میتوانیم در این زمینه، با آنان مشورت نماییم.

47. قانون کپی رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی دهد که سیدی بدی ها و عیب های دیگران را رایت کنیم.

48. در طراحی کتاب زندگی، از برنامه "فتوشاد" و "فری خند"و "کرل مزاح" نیز استفاده کنیم.

49. از پندهای حکیمانه دیگران درس بگیریم و سیستم زندگیمون را با استفاده از فایل خوبی ها و نیکی ها روز به روز آپدیت (update) کنیم.

50. چگونه زندگی كردن را از افراد موفق بیاموزیم و با سهل انگاری ها و بی توجهی ها نگذاریم هارد زندگیمون دچار بدسکتور (bad sector) شود.




نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نخستین لباس انسان‌ چه‌وقت دوخته شد؟
شپش‌ها پاسخ می‌دهند



دانشمندان دانشگاه فلوریدا که درباره تکامل شپش‌ها تحقیق می‌کنند، کشف کرده‌اند که انسان‌های مدرن از 170هزار سال پیش شروع به پوشیدن لباس کرده و این‌چنین توانسته‌اند از آفریقا مهاجرت کنند
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، دیوید رید، محقق اصلی این پژوهش در بررسی‌های پنج ساله خود از توالی دی.ان.ای برای برآورد زمان انشعاب ژنتیکی شپش لباس از شپش سر انسان استفاده کرد. شپش بدن یا لباس در لباس زندگی می‌کند و بر همین اساس، محققان از آن برای تعیین زمان اولیه پوشش انسان استفاده کردند.
 
اطلاعات به‌دست آمده نشان می‌دهد که انسان‌ها حدود 70 هزار سال پیش از مهاجرت به مناطق سردسیرتر و ارتفاعات بالا پوشش داشته‌اند. این مهاجرت 100هزار سال پیش آغاز شد. این اطلاعات پوششی را نمی‌توان با استفاده از داده‌های باستان‌شناسی بدست آورد، چرا که لباس در طول سال‌ها از بین می‌رود.
از سوی دیگر، تحقیقات ژنتیکی روی رنگ پوست انسان‌ها نشان می‌دهد که انسان‌ها یک میلیون سال پیش موهای بدن خود را از دست دادند؛ بنابراین این بدان معنی است که انسان‌ها حدود 800هزار سال بدون پوشش موهای بدن و لباس زندگی می‌کردند.
50
70 هزار سال پیش از مهاجرت به مناطق سردسیرتر و ارتفاعات بالا پوشش داشته‌اند. این مهاجرت 100هزار سال پیش آغاز شد. این اطلاعات پوششی را نمی‌توان با استفاده از داده‌های باستان‌شناسی بدست آورد، چرا که لباس در طول سال‌ها از بین می‌رود.
از سوی دیگر، تحقیقات ژنتیکی روی رنگ پوست انسان‌ها نشان می‌دهد که انسان‌ها یک میلیون سال پیش موهای بدن خود را از دست دادند؛ بنابراین این بدان معنی است که انسان‌ها حدود 800هزار سال بدون پوشش موهای بدن و لباس زندگی می‌کردند.
50
ی تعیین زمان اولیه پوشش انسان استفاده کردند.
 
اطلاعات به‌دست آمده نشان می‌دهد که انسان‌ها حدود 70 هزار سال پیش از مهاجرت به مناطق سردسیرتر و ارتفاعات بالا پوشش داشته‌اند. این مهاجرت 100هزار سال پیش آغاز شد. این اطلاعات پوششی را نمی‌توان با استفاده از داده‌های باستان‌شناسی بدست آورد، چرا که لباس در طول سال‌ها از بین می‌رود.
از سوی دیگر، تحقیقات ژنتیکی روی رنگ پوست انسان‌ها نشان می‌دهد که انسان‌ها یک میلیون سال پیش موهای بدن خود را از دست دادند؛ بنابراین این بدان معنی است که انسان‌ها حدود 800هزار سال بدون پوشش موهای بدن و لباس زندگی می‌کردند.



نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
توپی که زمین را جارو می‌زند



مخترعی آلمانی با الهام از گرده گل‌ها، توپ بازی و روبات جاروبرقی، جاروبرقی کروی‌شکلی طراحی کرده که نه‌تنها به‌طور خودکار به جمع‌آوری گردوخاک می‌پردازد، که نسبت به ضربات پای افراد خانه مقاوم است
روبات‌های جاروبرقی رومبا روبات‌هایی زحمت‌کش و دوست‌داشتنی هستند، اما وقتی که حوصله‌شان را نداشته باشید، نسبت به ضربه‌ای که با پا به آنها وارد می‌کنید، واکنشی نشان نمی‌دهند. اما به گزارش پاپ‌ساینس، یک طراح آلمانی روبات جاروبرقی هوشمندی ابداع کرده که کاملا به توپ شباهت دارد و نامش نیز داست‌بال به‌معنی «توپ گردوخاک» است.
این جاروبرقی توپی شکل را که با الهام از توپ بازی همسترها و با شبیه‌سازی شکل گرده گیاهان ساخته شده، می‌توان برای تمیزکردن کف خانه به هر سویی هدایت کرد و یا در صورتی که از آن خسته شدید، کافی است با پا ضربه‌ای محکم به آن بزنید تا غلطیده و به گوشه‌ای برود.
این روبات با تغییر دادن وزن درونی خود می‌تواند بر روی زمین غلطیده و در هر جهتی حرکت کند و هم‌زمان با غلطیدن بر روی زمین، گرد‌وخاک‌های آن را مکیده و جارو کند. هم‌چنین زمانی که مخزن زباله آن پر شود، به صورت خودکار شروع به درخشیدن کرده و به سوی ایستگاه ویژ‌ه‌اش حرکت می‌کند.
طراح آلمانی این جاروبرقی می‌گوید سعی داشته در طراحی آن علاوه بر ایجاد ساختاری مقاوم، داشتن ظاهری زیبا و دوستانه را نیز رعایت کند. از این جاروبرقی توپی می‌توان در تمیز کردن فضاهای بزرگ و مملو از موانع متعدد استفاده کرد. با این حال هر زمان روبات به جلوی پای شما غلطید، تنها با پا به آن ضربه‌ای محکم بزنید تا از شما دور شود.




نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازسازی روم باستان در 24 ساعت !





دانشمندان با استفاده از عکس‌های شهر رم، اقدام به بازسازی برخی مناطق باستانی این شهر، در مدت یک روز کردند.

‌ مهندسان نرم افزار امریکایی، با بازنگری نزدیک به سه میلیون عکس از شهر رم، فضایی سه بعدی از بیشتر مناطق تاریخی این شهر را طراحی کردند.


این اقدام که به گفته کارشناسان، نوع جدیدی از بازسازی شهرها و مناطق باستانی به شمار می‌رود در مدت زمانی کمتر از 24 ساعت انجام گرفته و به صورت کاربردی درآمده است.

محققان در صدند با به کارگیری الگوریتم‌های جدید و محاسبات دقیق‌تر، اسکن یا بازتابی بهتر ازتصاویر گرفته و به کمک ابزارهای رایانه‌ای تفسیری تازه را از عکس‌های موجود ارائه داده و آنها را در صفحات تلوزیونی به نمایش بگذارند.

دانشمندان معتقدند،‌ این روش جدید نه تنها فرصت‌های تازه‌ای را در گردشگری مجازی به وجود می‌‌آورد بلکه باعث می‌شود ربات‌ها علاوه بر دیدن ویرانه‌های زیر زمنیی نسبت به آن‌ها پاسخگو ن



نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سریعترین پرینتر دنیا



فکر می کنید سرعت کار سریعترین پرینتر رنگی دیجیتالی دنیا چه قدر است؟ یک شرکت با ارائه پرینتری به نام Memjet ادعا می کند که سریعترین پرینتر دنیا را با خود به نمایشگاه آورده است.



این پرینتر قادر است ۶۰ صفحه در هر دقیقه و یا به عبارتی یک برگ در هر ثانیه چاپ کند. کیفیت چاپ آن هم ۱۶۰۰ DPI (نقطه در اینچ) است.

آنچه که مهندسان برای ایجاد سرعت بالا در این پرینتر جاسازی کرده اند 70000 نازل است که می توانند بیش از 700 میلیون ذره جوهر را در هر ثانیه بر روی صفحه کاغذ شلیک کنند. وجود این محصول در کنار پرینتر های جوهر افشان فعلی یک انقلاب محسوب می شود.

 با اینکه از قیمت تمام شده این محصول خبری در دسترس نیست اما طراحان این پرینتر قول داده اند که قیمت آن، چنان مناسب باشد که همه برای خریدنش ترغیب شوند.





نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

باریک ترین کامپیوتر رو میزی دنیا






تصویر بالا یک کامپیوتر کامل است که تنها ۱۸٫۵ میلیمتر قطر دارد. Lenovo IdeaCenter A320 با این قطر کم، عنوان باریک ترین کامپیوتر رومیزی دنیا را از آن خود کرده است.

این کامپیوتر مجهز به یک مانیتور ۲۱٫۵ اینچی است که در قلب خود یکی از آخرین پردازنده های اینتل یعنی Core i5 را جای داده است. همچنین A320 در همین ۱۸٫۵ میلیمتر جای کمی که دارد، توانسته ۸ گیگابایت رم و ۷۵۰ گیگابایت هارد را نیز نگهداری کند.

همچنین مانیتور آن به یک ورودی HDMI مجهز است که می تواند به عنوان یک نمایشگر در اتاق خواب یا آشپزخانه شما نیز قرار گیرد.

در کنار A320 از مدل B320 نیز رونمایی شده که علاوه بر استفاده از پردازنده قوی تر، با مانیتور ۲۳ اینچ Full HD هم عرضه می شود و قابلیت سوئیچ بین حالت تلویزیون و کامپیوتر را نیز دارد. هر دوی این مدل ها تا ماه ژوئن از قیمت ۷۰۰ دلار به بازار عرضه می شوند.





نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سیمان شفاف، دیوارها را به پنجره تبدیل می‌کند!





احتمال تعدادی از حاضران در نمایشگاه شانگهای اکسپو 2010، بزرگ‌ترین نمایشگاه فناوری جهان متوجه دیوارهای عجیب غرفه کشور ایتالیا در این نمایشگاه شده‌اند. این دیوارهای خاصیت جالب‌توجهی داشتند، سخت و بتنی به نظر می‌رسیدند اما زمانی که از زاویه خاصی دیده می‌شدند، عبور شعاع‌های نور از آنها مشخص بود.



محققان شرکت ایتالیایی Italcementi Group موفق به ساخت ماده اولیه این دیوارها شده‌اند که سیمان شفاف نامیده می‌شود و تنها ماده روی زمین است که می‌تواند همزمان مانند یک دیوار یا پنجره عمل کند.

این ماده سخت و شفاف به درخواست طراح و سازنده غرفه ایتالیا در شانگهای اکسپو 2010 که می‌خواسته دیوارها شفاف باشند، ساخته شده است. محققان Italcementi Group در مورد فرمولاسیون و نحوه ساخت این ماده اطلاعات چندانی در اختیار رسانه‌ها قرار نداده‌اند؛ اما مطابق اعلام آنها این سیمان شفاف ترکیبی از سیمان و مواد شیمایی متعدد مانند پلیمرها است.

شنیده‌ها حاکی از این است که نوعی رزین پلیمری نرمش‌پذیر در اثر حرارت، آرایه‌ای از حفره‌های کوچک به قطر 2 تا 3 میلیمتر را در این دیوار پر کرده است.

تقریبا در فضایی سه‌بعدی به ابعاد 500 در 1000 در 50 میلیمتر، 50 حفره ایجاد شده که شفافیتی 20درصدی را به دیوارها می‌دهند. علاوه بر این غرفه از پنل‌های نیمه‌شفافی تشکیل شده که با تغییر میزان تزریق رزین درون آنها شفافیت کمتری حدود 10درصد دارند.

پیش از این از عبور رشته‌های فیبر نوری از میان ترکیب بتن برای ساخت دیوارهای مشابهی استفاده شده بود، اما ساخت این دیوار شفاف به مراتب کم‌هزینه‌تر است و از زوایای متعددی به نور اجازه تابیدن به فضای داخلی را می‌دهد.

این ماده استثنایی که i.light نامیده شده، هنوز برای ورود به بازار آماده نیست؛ اما استفاده از آن برای ساخت دیوارهای شفافی که می‌توانند استفاده از انرژی الکتریکی برای تأمین روشنایی خانه‌ها در طول روز را به حداقل برسانند، پیشنهاد شده است.





نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کشف شواهد وجود دنیاهای موازی با جهان ما



در اوایل قرن بیستم، دانشمندان توانستند با خیره شدن به دوردست‌های عالم و مشاهده آن‌چه در حال وقوع است، نظریه‌ای برای نحوه شکل‌گیری جهان ارائه دهند. طبق این نظریه، همه چیز با یک انفجار بزرگ آغاز شد، انفجاری که بلافاصله با یک دوره کوتاه از انبساط فوق سریع که تورم خوانده می‌شود، همراه شد. شاید این سرآغاز همه چیز باشد، اما اخیرا گروهی از دانشمندان این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید چیزی قبل از آن وجود داشته که شرایط اولیه را برای تولد جهان ما فراهم کرده است.

به گزارش نیوساینتیست، گروهی از محققان به رهبری استفان فینی در بررسی موضوع پیش مهبانگ، چهار الگوی دایره‌ای را در تابش زمینه کیهانی کشف کرده‌اند که وجود آنها از نظر آماری بسیار بعید است. دانشمندان تصور می‌کنند که اینها نشانه‌هایی از کوفتگی دنیای ما هستند که حاصل برخورد آن با دنیاهای دیگر است. اگر این حدس درست باشد، این یافته نخستین مدرکی است که وجود دنیاهای دیگری به غیر از دنیای ما (دنیاهای موازی) را ثابت می‌کند.



این ایده که دنیاهای دیگری در آن بیرون وجود دارد چیز تازه‌ای نیست. دانشمندان قبلا این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید ما در شرایطی چند دنیایی زندگی می‌کنیم که از بی‌نهایت دنیا تشکیل شده است. مفهوم چنددنیایی ریشه در مفهوم تورم ابدی دارد. در این مفهوم، دوره تورمی که دنیای ما بلافاصله پس از مهبانگ آن را تجربه کرد، تنها یکی از بی‌شمار دوره‌های تورمی است که در قسمت‌های مختلف فضا اتفاق می‌افتد و هنوز هم ادامه دارد. هم‌زمان با توقف تورم در بخشی از فضا، بخش دیگری از آن شاهد تورم خواهد بود. در این حالت دنیاهای جدید به طور پیوسته در یک گستره وسیع و رو به رشد فضا-زمان به وجود می‌آیند؛ همان‌طور که یک حباب پس از تولید شدن به سرعت فضای اطراف خود را با خصوصیات فیزیکی‌اش پر می‌کند. تورم ابدی همان‌گونه که از نام آن نیز بر می‌آید، بی‌نهایت بار اتفاق می‌افتد و بی‌نهایت دنیا را به وجود می‌آورد که منجر به خلق چنددنیایی می‌شود.

این دنیاهای بی‌نهایت گاهی اوقات دنیاهای حبابی نامیده می‌شوند، ولو این‌که شکل نامنظمی داشته باشند. دنیاهای حبابی می‌توانند به اطراف حرکت کنند و گه‌گاه با سایر دنیاهای حبابی برخورد می‌کنند. اگر دنیای ما با یک دنیای حبابی دیگر برخورد کند، این تصادف انفجارهای عظیمی از انرژی به دنبال خواهد داشت. اگر این برخورد قبل از اتمام تورم دنیای ما رخ داده باشد، ممکن است از خود ردی به جای گذاشته باشد که تا امروز نیز قابل ردیابی باشد. این همان چیزی است که فینی و همکارانش کشف کرده‌اند.



آن‌طور که فینی و همکارانش در مقاله‌شان توضیح می‌دهند، چنین برخوردی دوام تورم را در ناحیه برخورد تغییر می‌دهد که باعث ایجاد ناهمسانی‌هایی در کیهان‌شناسی داخل حباب می‌شود که در تابش زمینه کیهانی خود را نشان می‌دهد. اگر تورم بیش از مقدار معمول طول بکشد، چگالی ماده در ناحیه برخورد کمتر از نواحی اطراف خواهد بود. این مساله خود را به شکل نقطه‌ای سرد در تابش زمینه کیهانی نشان می‌دهد. به طور عکس، دوره کوتاه‌تری از تورم منجر به ایجاد یک نقطه گرم در این تابش می‌شود. این دانشمندان با استفاده از الگوریتمی که به دنبال برخوردهای حبابی با مشخصات خاصی در تابش زمینه کیهانی می‌گشت، توانستند چهار الگوی دایره‌ای را کشف کنند.

با این وجود، این محققان تایید می‌کنند که یافتن طیف وسیعی از مشخصات غیرمحتمل آماری در یک مجموعه داده بزرگ مانند تابش زمینه کیهانی کار ساده‌ای است. در نتیجه برای تایید این ادعا، تحقیقات بیشتری لازم است. موضوعی که با استفاده از داده‌های ماهواره پلانک که تفکیک‌پذیری آن سه برابر بهتر از ماهواره دبلیومپ ناسا -که نقشه فعلی تابش زمینه کیهانی توسط آن تهیه شده- است، در کوتاه مدت قابل دستیابی است. اگر داده‌های آتی وجود یک برخورد حبابی را تایید کنند، باعث تقویت نظریه‌های دیگر مانند نظریه ریسمان می‌شود که مستلزم وجود تعداد بی‌شماری دنیا با مشخصات متفاوت هستند. چنین کشفی منجر به ایجاد یک بینش عمیق نه فقط نسبت به دنیای خودمان، بلکه نسبت به تمام دنیاهای چندگانه ماورای آن خواهد شد.





نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رازگشایی از معروف‌ترین شعبده های کریس آنجل

همه مهارت تردست جوان همین است: اینکه جوری نمایش‌اش را اجرا کند که بیننده ذره‌ای به دیده‌هایش شک نکند و خیال برش دارد که هر چه هست و نیست یک ماجرای واقعی است و آن کسی هم که دارد روبه‌رویش ژانگولر می‌زند نه یک تردست ماهر بلکه آخر همه کمالات و معنویات روحی و این‌جور چیزهاست. خواب خوش بیننده‌های مبهوت کریس آنجل زمانی از بین می‌رود که بفهمند همه کارهای او فقط یک شعبده است. تر دستی مردی که مهارتش خیره‌کننده است و باورنکردنی!


بلند شدن از روی زمین

می‌‌گویند در هندوستان مرتاض‌هایی هستند که روزهای متوالی می‌توانند بدون تکیه‌‌گاه یا به پشتوانه عصای ساده چهار زانو در هوا معلق بمانند و بدون اینکه لب به آب و غذا بزنند مدت‌ها همان بالاها سر کنند. این کار هم، دیگر پیچیدگی‌هایش را از دست داده. دیوید بلین و کریس آنجل دو شعبده‌باز مشهوری هستند که بدون ریاضت مرتاض‌های هندی می‌توانند به ادعای خودشان هروقت که خواستند از زمین بلند شوند و بر جاذبه زمین غلبه کنند.

کریس آنجل حتی دیگر به چند سانتی‌متر بلند شدن از روی زمین هم رضایت نمی‌دهد و هرازگاهی در فاصله بین دو تا آسمان‌خراش بلندبالا نوک دماغش را راست می‌گیرد و جلو می‌رود بدون اینکه یک لحظه نگران خالی شدن زیر پایش باشد. یکی از مشهورترین کلیپ‌های او همین است. یکی دیگرش هم ماجرای پرواز او برفراز زمین گلف است که تا چشم کار می‌کند خالی از جنبنده است و فقط آقای شعبده‌باز است و دست‌هایی که مانند دو بال از هم باز کرده و هر لحظه بیشتر و بیشتر به آسمان می‌رود!

رازگشایی :

با روشی که کریس آنجل و دیوید بلین آمریکایی کشف کرده‌اند دیگر هر کسی می‌تواند برای خودش یک مرتاض هندی باشد. فقط کافی است کمی تمرین کرده باشد و از آمادگی جسمی خوبی هم برخوردار باشد. برای بلند شدن از روی زمین کارهای زیادی می‌شود انجام داد. جایی که ارتفاع زیاد است و دور و بر شعبده‌باز هم فقط فیلم‌بردار است و یک سری آدم از گروه خودش، کافی است فقط دنبال یک جرثقیل بزرگ بود و نوارهای نایلونی بسیار ظریف اما قوی که از هر طرف شعبده‌باز را گرفته‌اند و نمی‌گذارند پایین بیفتد. نوارهایی که آنجل در حقه راه رفتن بین دو ساختمان به کار گرفته بود آن قدر تابلو بود که تماشاچی‌های روی زمین به راحتی می‌توانستند آن را ببینند، مخصوصا زمانی که دم غروب شد و نورافکن‌ها روشن شدند. نوارهای نایلونی فقط زمانی کاملا ناپدید هستند که از پشت دوربین‌های فیلم‌برداری به آنها خیره شده باشید. در ماجرای به هوا رفتن آقای شعبده‌باز در زمین گلف هم داستان همین است.

یک جرثقیل معمولی و رشته‌های نایلونی که شعبده‌باز را به آسمان می‌کشند. سختی‌اش اینجاست که فقط بدن باید آمادگی خوبی داشته باشد تا با آن همه نخ و ریسمان آویزان بماند. آنجایی هم که شعبده‌باز در سالن است و جلوی چشم هزار تا تماشاچی مات و مبهوت، کار فقط با یک آهن‌ربای قوی انجام می‌شود و ماشین بالابری که پرده نمایش آهن‌ربای چسبیده به تن شعبده‌باز را بالا و پایین می‌برد! زمان‌هایی هم که آنجل تا نیم متری از زمین بلند می‌شود داستان دیگری در جریان است. اینجا فقط تجهیزات خاص به کمک شعبده‌باز می‌آید.

یک شلوار سبک و ساده که از پشت پا یک شکاف مخفی دارد و کفشی سبک‌تر که به راحتی به شلوار بچسبد. اگر هم کفش پایش نباشد که چه بهتر. معمولا در این جور صحنه‌ها حتما یک میز، چهار پایه یا صندلی کوتاه هم هست. شعبده‌باز اول یک پایش را پشت آن یکی قایم می‌کند و بعد در یک لحظه آن را روی صندلی یا چهارپایه پشت‌اش می‌گذارد و خودش را می‌کشد بالا. این وسط فقط شعبده‌باز باید یک ورزشکار حسابی باشد تا بتواند چنین کاری را انجام دهد. دقت کرده‌اید که بلین و آنجل هیکل‌های ردیفی هم دارند!


در محلی که شعبده‌باز برای پرواز انتخاب می‌کند همیشه باید دنبال پله یا چهارپایه‌ای باشید


شلوار شعبده‌باز جوری است که او راحت می‌تواند پایش را از آن درآورد در حالی که کفشش هنوز به آن چسبیده است


 

راه رفتن روی آب

راه رفتن روی آب همیشه برای مردم دنیا کار پیچیده‌ای بوده تا جایی که اگر کسی می‌توانست چنین کاری بکند و با وزن چند ده کیلویی‌اش روی آب راه برود - بدون اینکه آب از آب هم تکان بخورد- انگار کاری کرده بود در حد و اندازه معجزه. اما اینکه کسی در قرن بیست و یکم، آن هم با آن سر و شکل امروزش، بخواهد پابرهنه روی آب قدم بردارد جای حرف زیادی دارد.

آنجل با ترفند راه رفتن روی آب خیلی از مردم عامه جهان را که عشق ژانگولر زدن دارند با خودش همراه کرد. گل سر سبد برنامه‌های اول مجموعه «مایندفریک» هم همین راه رفتن روی آب بود؛ کلیپی که در آن نشان می‌داد مرد جوان در حالی روی آب به آرامی قدم برمی‌دارد که یک عالم آدم بالغ و عاقل دور و برش در استخر دارند بی خیال شنا می‌کنند.

رازگشایی:

قاعده بازی آبکی کریس آنجل خیلی زودتر از آنچه که انتظار می‌رفت فاش شد. کلیپ و عکس‌های زیادی که خبر از حقه ساده تردست جوان می‌داد و اینکه او به چه راحتی و فقط با کمک گرفتن از دو، سه لایه شیشه و یک فیلم‌بردار وفادار و چند نفری که همیشه از سیاهی لشکرهای او به حساب می‌آیند از خجالت هر چه شعبده‌باز و تردست دنیاست درآمده و برای مدت زیادی عالم و آدم را سر کار گذاشته بود. ماجرا ساده‌تر از این حرف‌هاست.

یک میز شیشه‌ای بسیار ظریف که البته از نمونه‌های دیگر محکم‌تر و سخت‌تر است و می‌تواند وزن 80 کیلویی آقای شعبده‌باز را تحمل کند جوری در استخر قرار گرفته که با زاویه‌ای که فیلم‌بردار از آنجل نمایش می‌دهد به هیچ صورتی دیده نمی‌شود و آن قدر هم ظریف است که حتی در نمای بسته‌ای که از کف پای آنجل هم گرفته شده هیچ اثری از پیچ و تاب‌های جنس شیشه‌ای میز نیست!

کریس آنجل برای واقعی‌تر شدن ماجرا کارهای دیگری هم کرده؛ اینکه بعضی از قسمت‌های میز را باز نگه داشته تا هرازگاهی آنهایی که داشتند زیرآبی می‌رفتند سری بیرون بیاورند، نفسی بکشند، تشویقی کنند و دوباره به آب تنی‌شان ادامه بدهند!

 

شعبده‌باز روی لایه‌ای از شیشه ظریف و محکم راه می‌رود.در حالی که همه تصور می‌کردند روی آب پا می‌گذارد


میز شیشه‌ای آنقدر ظریف ساخته شده که به‌راحتی قابل دیدن نیست.

رد شدن نخ از گردن

کریس آنجل کارهای زیادی کرده است. از نصف کردن آدمیزاد وسط خیابان گرفته تا درآوردن پروانه از دل و روده خودش. همه‌اش را هم در چشم‌زدنی انجام داده بدون اینکه کسی لحظه‌ای بخواهد به حقیقت کارهای شعبده‌باز شک کند. کلیپ‌های هر کدام از این تردستی‌ها هم در اینترنت زیاد است.

این وسط رد کردن نخ از وسط گردن بدون اینکه ذره‌ای خون روی زمین بریزد از آن کارهایی بود که مو به تن همه سیخ کرد و خیلی‌ها همان‌جا به اوج کار شعبده‌باز پی بردند. در یکی از از کلیپ‌های مایندفریک، کریس آنجل رو به دوربین بدون اینکه بخواهد کار اضافه‌ای کند نخی را روی گردنش می‌کشد و آن قدر این کار را ادامه می‌دهد که نخ کم‌کم توی گلویش فرو می‌رود و دیگر دیده نمی‌شود. فقط دو سر نخ باقی می‌ماند و تلاش بیشتر شعبده‌باز برای در آوردن دوباره نخ از بیخ گلویش!

رازگشایی:

حقه است! آن هم به روشی که حل آن برای من و شمای بی‌‌خبر از همه جا کمی سخت است. البته اگر کمی با فوت‌و‌فن‌های شعبده‌بازی آشنا باشید متوجه می‌شوید!

شعبده‌باز قبل از انجام تردستی‌اش ماده‌ای خاص به گردنش مالیده که بعد از هر بار تکان نخ ضخیم‌تر شده و مانند خمیر و به رنگ بدن او نخ را به درون خودش راه می‌دهد بدون اینکه از پوست گردن جدا شود. اینجاست که تماشاچی فکر می‌کند خمیری که روی گردن شعبده‌باز است همان پوست برآمده اوست که با تکان‌های نخ دارد متورم می‌شود!

 

یک نخ پلاستیکی تنها وسیله‌ایست که شعبده‌باز با آن کارش را شروع کرد

 

خمیر پلاستیکی در مدت کوتاهی کاملا به رنگ پوست شعبده‌باز در‌می‌آید

 

ماده‌ای که آنجل برای فرو کردن نخ در گردنش استفاده می‌کند، فقط یک وسیله خاص شعبده‌بازها است



 

رد شدن غلتک از روی بدن

حتی کسی مانند کریس آنجل معروف هم با آن دک و پزش یک جاهایی برای اینکه حواس مردم کوچه و بازار ینگه دنیا را سمت خودش جلب کند به وسط خیابان می‌آید و با آن قد و قامت نه چندان پهلوانی‌اش خودش را به زیر یک غلتک چند صد تنی می‌اندازد. این اجرا یکی از پربیننده‌ترین کلیپ‌های آقای شعبده‌باز بود که یک روز تابستانی در نیویورک اجرا شد. برای کریس آنجل پارچه‌ای بزرگ روی زمین پهن کردند و رویش هم یک عالم خرده شیشه ریختند. غلطک را هم کمی عقب‌تر گذاشته بودند. کریس به وسط میدان آمد. روی پارچه دراز کشید و شکمش را به روی شیشه‌ها گذاشت.

بدون اینکه حتی یک قطره خون از بدنش بریزد. بعد هم غلتک آسفالت کاری راه افتاد و از روی انگشت‌های پای شعبده‌باز رد شد و تا کمر او جلو آمد. آه و ناله شعبده‌باز بود که بلند شد. مردم هم بدتر! بعد هم غلتک کنار می‌رود و کریس جوان خودش را از زیر آن بیرون می‌کشد. شعبده‌باز زنده است بدون اینکه حتی خراشی برداشته باشد!

رازگشایی:
کریس آنجل بیشتر از اینکه شعبده‌باز خوبی باشد داستان رد شدن غلتک از بدن شعبده‌باز هم یکی از آن ماجراهایی است که او به خوبی از پس آن برآمد. اولا که شیشه‌ها واقعی نبودند و از جنس همان شیشه‌هایی بودند که این روزها در تهیه فیلم‌های سینمایی و صحنه‌های اکشن آنها زیاد به کار گرفته می‌شود. آنجایی که بطری شیشه‌ای توی سر دشمن می‌شکند یا طرف از بالای یک برج چند طبقه با یک عالم شیشه خرده شکسته به پایین می‌آید.

این جور شیشه‌ها ساختگی هستند و هیچ آسیبی به بدن نمی‌زنند. اما اصل ماجرای غلتک اینجاست که قبل از اجرای شعبده‌باز‌ دار و دسته او به محلی که آنجل قرار بود در آن اجرا داشته باشد رفتند و مساحتی به اندازه بدن او را کندند. جایش را هم با یک اسفنج نرم و انعطاف‌پذیر پر کردند و رویش را هم پارچه کشیدند و خرده شیشه ریختند. با رد شدن غلطک از روی پاهای شعبده‌باز بدن او به پایین می‌رفت و هیچ آسیبی نمی‌دید!

 

غلتک آسفالت‌کاری در حالی از روی تن شعبده‌باز رد شد که زیر بدن او پر از خرده‌شیشه بود


یک نوار اسفنجی پهن زیر بدن شعبده‌باز قرار می‌گیرد تا بافشار غلتک آسیبی به او نرسد





نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تمام شماره اس ام اس های مهم و ضروری

میدونم برای همه به نوعی لازم میشه
پس یک جایی اینها رو یادداشت کنید به موقعش لازمتون میشه


 گرفتن خلافی ماشین :30005151 ( عدد عمودی كنار كارت رو بفرستید) 

گزارش اطلاع دادن تخلف تاكسی : 30004246( شماره پلاك ماشین متخلف رو بفرستید)

رهگیری نامه پستی : 2000441 (ابتدا حرف  Rرا بنویسید و بعد شماره روی رسید پستی رو )

مشكلات شهری (شهرداری) : 3000137

اعلام نتیجه كنكور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش : 2000000 (شماره داوطلبی رو بفرستید)

با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه : 10001336

دیكشنری : 1000384 یا 1000370 (لغت مورد نظر رو بفرستید)   اول باید در سایت عضو بشید www.sms2him.com  بعدش لغت مورد نظر رو بنویسید
لغت نامه آریان پور : 2000444 Word-to-translate

ایجاد پست در پرشین بلاگ : 300072

گرفتن قبض موبایل : 30009 ( با فرمت زیر بنویسید : تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها مثلا 860123 ؛ 860101 یعنی از اول سال 86 تا 23 فرودین ماه)

خدمات بانك ملت : 200033

خدمات بانك اقتصاد نوین : 200050

خدمات بانك سپه:200020 – 200021-200022

خدمات بانك كشاورزی : 2000911- 200093

خدمات بانك سامان : 20000

خدمات بانك صادرات :200060

خدمات بانك تجارت : 200070

(توجه داشته باشید برای استفاده از خدمات بانك ها اول باید در شعب درخواست رو پر كنید)

اطلاعات پرواز : 2000444 : ( با این فرمت : پرواز Flight-code)

نرخ ارزهای رایج : 2000444 با این فرمت : Currency-name

اطلاعات هوا : 1000305 ( پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستید)

ساعت كشورها : 1000392 (نام كشور رو بفرستید)

مكان های دیدنی هر شهر : 1000394

مسافت بین شهر ها : 1000396

آخرین بازی های كامپیوتری : 1000400

جدیدترین نرم افزار ها : 1000401

اطلاع از اینكه دامین مورد نظر رجستر شده یا خیر : 1000355

بورس – نرخ سهام یك شركت : 2000444

بنویسید : Bourse company -id

بورس – بیشترین افزایش قیمت : 2000444 بنویسید : Bourse high

بورس- كمترین افزایش قیمت : 2000444 ( بنویسید : Bourse low)

اوقات شرعی : 2000916



نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مراحل ساخت برج ایفل



برج ایفل یکی از نمادهای کشور فرانسه، در خیابان شام دومارس پاریس واقع شده و ارتفاعی معادل 324 متر دارد. این برج که به خاطر سازنده‌اش (مهندس گوستاو ایفل) به این نامشهرت یافته است. با وجود تمام واکنش‌های مثبت و منفی، ساخت برج ایفل آغاز شد و دوسال و دو ماه و پنج روز به طول ‌‌انجامید و در نمایشگاه جهانی سال 1889 حضور یافت

برج ایفل در 31 مارس سال 1889 به مناسبت جشن صدمین سالگرد انقلاب فرانسه افتتاح شد. این بنا صرفا به همین دلیل ساخته شده بود. پرنس «والز» و پادشاه ادوارد انگلیسی برای اولین بار این بنای تاریخی را افتتاح کردند

 

 

تصویری از پی اولیه برج ایفل


 

تصویری از ایستایی پایه های برج ایفل



آغاز ساخت پایه های برج



تصویری از ساخت پایه برج


مرحله دوم فازاجرایی



تصویری از سازه های فولادی استفاده شده در برج


پلکان ارتباطی درحین ساخت


نمایی از انتقال سازه ها به بالای برج




پایان فاز دوم اجرایی











نمایی از برج ایفل در سال 2009


بازاریابی و کسب و کار اینترنتی



نوع مطلب : دانستنیهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه